خب مرسی ما هم که محاکمه شدیم اساسی.
چشم حتما این نکته رو رعایت می کنم.
اقای خاله قزی مقاله ها رو هم میخونم مرسی بابت لینکشون.
اما شاید طرز نوشتنم محاکمه امیز بود.نه کاملا محترمانه گفتم بهشون. شاید بد رسوندم اینجا. نگفتم که چرا به برادرت پول دادی به من ندادی. مدام میگفت برادرم بهم پونصد داد من بهش گفتم چند بار داری اینو میگی شما کم کمکش نکردی. فرض کنید کل خرجشو تو دانشگاه غیرانتفاعی میداد. یا حداقل نصفشو.
اگه باید اعتراض میکردم همون موقع این کار رو میکردم. گفتم می دونم دلسوزی و نمی تونی کمک نکنی. اما اینکه میگی برادرم کمکم کرد شما هم چندین و چند بار کمکش کردی بلاعوض. الان این پول رو باید برگردونی.
محاکمش نکردم خواستم بدونه که در جریان همه چی هستم اینقد منو با این حرفش ناراحت نکنه.
شاید یه علت مشکل من این باشه که قبلا چون کار میکردم تا حدی مستقل بودم و نباید به کسی حساب پس می دادم. الان یه دوگانگی برام ایجاد شد. از یه طرف کار نمی کنم و برای هزینه هام مدام باید بگم چقد کجا خرجم شد این خیلی سخته. از طرف دیگه میگم برم سر کار هم اختیار و استقلال ندارم تو درامدم. اونجا هم راحتم نمیزاره. چون این اخلاق رو درشون دیدم. نه می تونم کار نکنم و نه سرکار برم. این قضیه یه خورده منو حساس کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)