به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط girl66teh نمایش پست ها

    من 8 ماه میشه عقد کردم و هنوز با نامزدم راحت نیستم همیشه می ترسم اگر فلان چیز رو بگم ناراحت بشه مثلا اینکه خواهر کوچیکش که نامزد داره یه بار موقع خرید با ما اومد و پول همراهش نبود و از نامزدم قرض خواست تا خرید کنه برای اینکه بدونم اهل برگردوندن قرض هست منم یه مقدار بهش دادم شما مگه مسئول آزمون اخلاقی رفتاری بقیه هستی؟ چیکار داشتی که امتحانش کنی. ایشون اصلا از شما پول نخواسته، به زور بهش دادی. که بعدش خودت را آزار بدی و بگی دیدی پس نمی ده!

    ولی اصلا یادش نموند که برگردونه خودش نامزد داره خب من بهم برخورد وقتی من لباسی رو دوست داشتم ولی چون دلم نیومد نامزدم هزینه کنه چیزی نگفتم اونوقت واسه خواهرش خرید خب شما درخواستت را نگفتی. توی دلت فکر کردی نباید نامزدت هزینه کنه. خواهرش گفته و براش خریده.

    همون طور که قرض منو پس نداد حتما به نامزدم هم پس نداده حدس می زنی. ضمن این که قرض خواهر و برادر به شما ربطی نداره.

    فقط یه بار واسه پس دادنش تعارف کرد
    یه بار هم خواسته بهتون پولتون را برگردونه که رد کردی و گفتی نمی خوام. ایشون هم فکر کرده پول برادرش هست و چیز بیشتری نگفته. من روم نشد از نامزدم بپرسم پس داده یا نه.

    یا مثلا همین خواهرش یا داداش کوچیکش و مادرش مریض میشن به نامزد من میگن ببرشون دکتر خب دکتر خرج داره میترسم بگم فکر کنه خسیسم یا از خانوادش خوشم نمیاد اصلا این طور نی اعضای یک خانواده اند. خواهر و برادر و مادرشن. معلومه که وقتی مریض می شن باید با هم برن دکتر و به هم کمک کنند. شما از راه نرسیده انتظار دارید ایشون کل خانواده اش را بذاره کنار؟

    من فقط میگم چرا الان که در حال ساخت خونه هستیم بجای اینکه پدرش کمک کنه باید اون مسئولیت پدرش رو به عهده بگیره واسه بعضی از خرید های خونه سریع زنگ میزنن نامزد من بخره بیاره در صورتی که باهاش حساب نمیکنن تو خیلی از خونه ها وقتی فرزند خونه خرید می کنه باهاش حساب نمی کنند. بچه ها برای خونه خرید می کنند. حتی دختر خانواده. ایشون که پسر هست و در این موارد انتظار بیشتری ازش می ره. شما نمی تونید قوانین و عادات خونه اونها را عوض کنید. ایشون هنوز پسر اون خونه است. اون جا زندگی می کنه و می خوره و می پوشه و ... اگه یک کیلو میوه برای خونه بخره، باباش باهاش حساب کنه؟ شما می تونی با همچین آدمهای حسابگر و سختی زندگی کنی؟

    من نمیدونم چه جوری این مسئله رو بیان کنم خیلی اذیت میشم وقتی میبینم من مراعات میکنم ولی بقیه نه. اگر مراعات می کنی سر کسی منت نذار. اگر هم نمی تونی مراعات نکن. ظاهرا همسرتون شما را تحت فشار نذاشته برای مراعات. خودت یه قانون نانوشته داری برای خودت.

    من خودم کارمندم و از حقوق خودم خرید شخصی میکنم و چون بعضی از وسایل جهیزیه هم خودم میخرم بعضی وقتا پول کم میارم حتی واسه یه ارایشگاه رفتن هم پول ندارم و پدرم میده این موضوع باعث خجالت من میشه پول آرایشگاه در یک ماه چیزی نمی شه که یک کارمند نتونه بده. بعد هم به همسرت بگو. چرا به پدرت می گی؟ این حرفتون بیشتر بهانه است، تا دلیل.

    نامزدم خسیس نی تا الان هر درخواستی ازش داشتم کوتاهی نکرده ولی من روم نمیشه راحت باهاش حرف بزنم مشکل همینه. بلد نیستی خواسته ات را مطرح کنی.

    حتی شارژ گوشیم رو هنوز خودم تهیه میکنم تا الان هر موقع غیر مستقیم گفتم اصلا نگفته واست شارژ بگیرم مثلا چند بار بهش اس ندادم بعد که زنگ زد دلیلشو پرسید گفتم الان ندارم شارژ بگیرم اصلا چیزی نگفت تا چند وقت پیش بهش گفتم دستم خالیه روم نمیشه از بابا بگیرم واسم شارژ میفرستی نباید اینطوری می گفتی. مگه داری از کسی قرض می گیری؟ همسرته. خیلی محترمانه و با ناز و ادا، ازش می خواستی برات شارژ بگیره.

    خدایی کم نذاشت با مبلغ بالا فرستاد ازش تشکر کردم گفت وظیفمه خب چرا باید برای انجام وظیفه حتما من بهش بگم؟ وقتی داداشش چند وقت یه بار ازش شارژ میگیره خودش باید بدونه خود مردها نمی دونن برو کتابهای مربوط به شناخت تفاوتهای زن و مرد را بخون منم لازم دارم.

    یا مثلا داداشش واسه ساخت خونه کمک میکنه کمک که نه مثلا یه ربع میره یه کار کوچیک انجام میده بعد مبلغ زیادی از نامزد من میگیره چند بار به شوخی گفتم خب پس فردا اون ازدواج میکنه تو کمکش میکنی اونوقت اونم بهت میده هیچی نمیگه . چی بگه خب؟ شما نیازهای خودت را روت نمی شه بگی، تلافیش را اینطوری با لج و حرص در می آری. همسرت هم می مونه چی بگه!

    پدرش حتی هزار تومن سر عقد خرج نکرد از حلقه گرفته تا زیر لفظی قبل بله گفتن من رو نامزدم هزینه کرد قرار بین خودشون بوده. شاید پدرش وضع مالی خوبی نداره. شاید همسرت فکر و توانایی اقتصادی بالایی داره و نیازی نبوده از پدرش کمک بگیره. چیکار به مسائل داخلی خونشون داری؟ خیلی از پسرها اگر خودشون بتونن تهیه کنند، ترجیح می دن از پدرشون نگیرن. بهشون حس قدرت و مردانگی و توانایی می ده.

    اونوقت بجای کمک چون نامزد من در روز دو سری ماشین رو واسه کار لازم داره باید هزینه بنزین و تعمیرات رو بده مجبورش کردم موتور خرید حاضری سختی و خطر رفت و آمد با موتور را نامزدت تحمل کنه، اما پول بنزین ماشینی که سوار می شه را نده؟ می دونی یه تصادف با موتور، خدای نکرده دور از جون، چه بلایی ممکنه سر زندگیتون بیاره؟ اینقدر واست مهم بود پول بنزین را بده؟ اونم زمانی که تواناییش را داشت و خودش هم استفاده می کرد!!!!!

    ولی وضع بدتر شد فقط یه هزینه اضافه شد حالا باید بنزین موتور خودشم بده بعد داداشش استفاده کنه در صورتی که پدر شوهرم واسه داداشش موتور خریده و کلی واسش هزینه میکنه مثلا یه مغازه با وسایل کامپیوتری واسش اجاره کرده من مطمئنم موقع ازدواج داداشش هم کل خرج رو پدر شوهرم میده حرص روزهای نیامده را هم جلو جلو می خوری

    خودش همه اینا رو میدونه میگه من دارم هر ماه اندازه هزینه یه خانواده خرج میکنم بریم خونه اجاره ای بهتره ولی من قبول نمیکنم خب ایشون خودش هم داره می گه اگر بریم سر زندگیمون کنترل بهتری روی مخارج این چنینی دارم. به قول شما لازم نیست برای خونه خرید کنه یا ... ولی می گی من نمی آم. نمی تونه که با خانواده اش بجنگه. نمی تونه نه بگه. مادرشه، خواهرشه، ... نمی تونه براشون خرج نکنه و ببینه نیاز دارند.

    چون با اینکه مراسم عقدم خیلی ساده بود و فقط اقوام درجه یک بودن و اونم بدون سفره عقد توی خونه که مثلا بعدا جبران کنن و منم بعد فهمیدم کل خرج با نامزدم بوده مگه خرج عقد با خانواده عروس نیست؟ حالا نامزدت داده باشه، به شما چه ربطی داره. ایشون باید از پدرش طلبکار باشه، نه شما؟ مگه شما با پدر همسرت ازدواج کردی که ازش توقع داری؟

    از قید جشن عروسی گذشتم تا خونه بسازه خانواده من هم مخالف مستاجری هستن و مدام میگن چرا اینقدر اسون میگیری اخرش بد عادت میشه.
    ببخشد طولانی شد
    ممنون میشم راهنماییم کنید چه طور واسه مسائل این چنینی با نامزدم صحبت کنم که ناراحت نشه یه نمونش که خیلی اذیتم میکنه همین پول قرض گرفتنای خواهرش که نمیدونم بر میگردونه یا نه یا مثلا همین دکتر بردنای پر هزینه.
    سلام دختر خوب تهران!

    این رفتارهایی که گفتی برام خیلی ناآشنا نیستا! خیلیاش رفتارهای خودمم هست. ولی می دونم که اشتباهه. حالا که تازه اول راهید و هنوز زیر یک سقف نرفتید، یه تصمیم اساسی بگیر و یه برنامه بریز برای اصلاح رفتار خودت.

    زیاد به مامان و باباش و ... فکر نکن. فعلا تمرکز را بذار روی درست کردن رفتار خودت. فقط خودت.

    همونطور که گفتی همسرت خسیس نیست. مشکلی هم با خرج کردن برای شما نداره. اونی که مشکل داره شما هستی که بلد نیستی نیازت را بگی و فکر می کنی با صرفه جویی و نخوردن و نپوشیدن شما، همسرت ثروتمند می شه یا در آینده قدردان این همه کمک شما.

    حواست باشه که در این مورد آقایون متاسفانه متاسفانه خیلی فراموش کارند. اصلا همچین چیزی را اکثر قریب به اتفاقشون نمی بینند و عددی به شمار نمی آرن. این که شما ده سال بعد بگی من فلان روز بلوز نخریدم و شارژ از تو نگرفتم و حتی بگی عروسی نگرفتم ... تا تونستیم این خونه را بخریم یا اون ماشین را، باور کن همسرت بهت می خنده که "دختر تهران" دیوانه شده! فکر می کنه من با پول شارژ گوشی خونه خریدم.

    این حرف من نیستا. منم مث شما خانوم هستم و کاااااااملا می فهمم چی می گی. اما مردها اینطور فکر نمی کنند. پس به خودت زحمت زیادی نده و شارژ گوشی و لباس مورد نظرت را بخر.

    پستهای این وبلاگ را بخون. درسته که شما به سلامتی عقد کردید، اما بعضی رفتارهای لازم برای یک خانم را خوبه اینجا بخونی و یاد بگیری.

    توی همین تالار مطالب زیادی در این مورد هست. سرچ کن و بخونشون.


    این تاپیکها را بخون. نظرات همه الزاما درست نیست. ولی روی نظرات کارشناسها دقت کن. همینطور روی نظراتی که آقایون دادند دقت کن ببین مردها به این موضوع چطور نگاه می کنند.

    تو مسئله اقتصادی چطور با همسرم رفتار کنم؟

    بی اعتنایی شوهرم نسبت به پول دادن


    این گفتگوها را بخون. 1 ، 2 ، 3 الزاما همشون درست نیست. ولی لازمه با نگاه جدیدی با مسائل اقتصادی روبرو بشی.
    خیلی از این حرفهایی که ممکنه فکر کنی خاله زنکیه و مال زندگی امروز نیست، واقعیتهای زندگی است. بهشون فکر کن.



    مردها از برآورده کردن نیاز همسرشون لذت می برند. نیازت را بگو و بذار با رفع اون، همسرت خوشحال بشه.
    فکر نکن اگر برات شارژ می گیره یا لباس می خره، ناراحت می شه. وقتی اون پول را پرداخت می کنه خوشحال می شه. این نیاز مرد هست. می بینی که راحت هم برای خواهرش و مادرش و ... خرج می کنه. پس همسرت مشکلی نداره و رفتارش طبیعی هست. فقط شما باید رفتارت را درست کنی. این تاپیک را بخون.

    نیازهای مرد زندگی ات را بشناس



    این بخشی از پست الهه آذر است. ایشون با همسرش دوست بوده و با عشق و عاشقی و کلی فداکاری با هم ازدواج کردن.


    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آذر نمایش پست ها

    چرا من درجا میزدم و اون پیشرفت میکرد؟
    چرا من از جایگاه خوبی که داشتم سقوط کردم و اون به واسطه این ازدواج و موقعیتهایی که براش ساخته شد بالا و بالاتر رفت تا جائیکه من براش حقیر و بی ارزش شدم؟
    خدایا تو که دیدی با چه شرایطی ازدواج کردم...خودت که میدونی هنوزم ناراحت این نیستم چرا بدون کوچکترین توقعی زنش شدم..تو از دلم خبر داری مگه نه؟شروع زندگی بدون عروسی.بدون کادو.با ده تا سکه مهریه ...بدون هیچی به معنی واقعی کلمه......(اینارو میگم که بدونین اگه شوهرم تونست از نظر مالی از صفر صفر به اینجا برسه گذشت و فداکاری منم بی تاثیر نبوده)خدا شاهده که برام ظواهر مهم نبوده و نیست اما الان که پولدار شده گذشته رو فراموش کرده...الان میفهمم که کار خیلی از پدر مادرها درسته وقتی که شرایط سختی رو واسه دختر دادن میذارن....مردها وقتی واسه بدست آوردن چیزی زحمت بکشن قدرشو میدونن...وقتی کسی مثل من علیرغم سطح مالی بالا و رفاه پدر و مادرم به حداقلها راضی شدم باید هر روز بشنوم که" از خداتون بوده که انقد راحت قبول کردین...لابد میدونستن کسی تو رو نمیخواد "خیلی ناراحتی برو"10 تا سکه هم چیزیه؟"لب تر کنی میندازمت جلوت بری پی کارت"
    بعد از 5 سال زندگی تمام باورهایی که باهاش بزرگ شده بودم دچار اختلال شده
    - - - Updated - - -

    الان که ارسال کردم و نگاش کردم، دیدم چقددددددددر نوشتم. حتما بخونی ها. خیلی زحمت کشیدم
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : دوشنبه 14 مهر 93 در ساعت 14:20

  2. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    aye (پنجشنبه 17 مهر 93), khaleghezey (دوشنبه 14 مهر 93), maedeh120 (دوشنبه 14 مهر 93), واحد (سه شنبه 15 مهر 93), مصباح الهدی (دوشنبه 14 مهر 93), دختر بیخیال (دوشنبه 14 مهر 93), شایسته89 (چهارشنبه 16 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.