سلام سرور جان
میشه بیشتر از اختلافاتتون بگید؟
دقیقا بگو با کدوم معیارات نزدیک نیست، و به کدوم معیارات نزدیک بود که جواب + دادی؟
سن همسرتون چقدره؟ تحصیلات شما و ایشون چقدره؟ ایشون از شما تحصیلاتش کمتره یعنی؟
------------------------------------------------
سرور جان عزیزم اول از همه باید دست از مقایسه برداری. شما زندگی خودت رو داری،خواهرت زندگی خودش. اصلا نباید عادت کنی به مقایسه کردن. همسرت رو نباید با شوهر خواهرت مقایسه کنی.هميشه دوست داشتم ازدواج كنم ومثه خواهرم برم خارج از ايران زندگي كنم .دوست داشتم شوهر منم مثله اون دو تا شوهر خواهرم شغل پشت ميزي و دولتي داشته باشه نه شغل آزاد
آخه عزیز من، میگی شاید عجله کردم، منم دوست داشتم برم خارج زندگی کنم! شما باید قبل نامزدی و عقد به این چیزا فکر میکردین، نه حالا...
میدونی همین ذهنیت و تفکرات و مقایسه کردنات همش روی همسرت تاثیر میذاره؟؟
تاپیک قبلیت رو یه نگاهی انداختم، شما با توجه به صحبتا و راهنمایی ها دوستان چیکار کردی برای زندگیت؟؟
شما خودتون هم متقابلا مثل همسرت هنوز داری به مجردیت و اینکه فرصتای بهتر و و.. داشتی فکر میکنی، دوست نداری حلقه ات رو بپوشی،میگی شغل همسرم رو دوست ندارم، دلم میخواد مثل خواهرم برم خارج ،دلم میخواد تحصیلات شوهرم بیشتر باشه، و.. خب مطمئنا تو صحبتا و رفتارهاتون این چیزا نمود پیدا میکنه
و نه تنها به عشق بیشتر بین شما کمک نمیکنه،بلکه همسرت رو سردتر هم میکنه...
شغل مرد خیلی واسش مهمه، میتونه بهش اعتماد به نفس بده، ولی شما یه جورایی داری این رو نقطه ضعفش نشون میدی، معلومه مردا به تایید شدن نیاز دارن، به اینکه همسرشون بهش افتخار کنه ،از انتخابش راضی باشه ، نه اینکه از همون اول شروع کنه به ایراد گرفتن
حقیقتا شما خیلی داری در حق همسرت کم لطفی میکنی، این چیزایی که میگی همش رو قبل ازدواج میدونستی، چشمت رو به روی همه چی بستی، اون بنده خدا چه گناهی داره؟؟
ایشونم مثل شما چشمش رو روی یه مورد (قد شما) بست، ولی الان خودتون با زوم کردن روی اختلافاتون(دقیقا کاری که باید قبل عقد میکردین) اجازه نمیدین دوست داشتن بینتون به وجود بیاد









علاقه مندی ها (Bookmarks)