مرسی بابت راهنماییتون.
1. درمورد ظاهرش باید بگم که درسته با ایده آل من فاصله داره، اما وقتی منطقی نگاه میکنم با توجه به اینکه خودم هم ایده آل نیستم پس بهتره در این مورد رؤیا پردازی نکنم!
2. بله این مورد تا حدودی درسته و شاید اشتباه از طرز فکر منه.
3. بله رفتار برادرش مورد پسندم نیست ولی قابل تحمله. اما اعتیاد پدرش رو مایه ی شرمساری نمیدونم! چون بهرحال اون دختر گناهی نکرده که همچین پدری داره. درضمن ، درسته که معتاد بوده ، ولی الان چند ساله که ترک کرده. اما درکل آدم بیخیالیه و بیخیالی زیادشه که منو حرص میده.
4. در این مورد باید نکته ای رو بگم: مادرش شاغله و دختر عموی من مدتیه که در شهری دیگه زندگی میکنه و درس میخونه. منظور منم از بی نظمی خونه این بود که آیا بی نظمی های خونه ی عموم اگه این ازدواج انجام بشه و ارتباط ما بیشتر بشه روی روان من تأثیر خواهد گذاشت یا میتونم ازش چشم پوشی کنم و تحمل کنم؟ آخه من بسیار منظم و دقیق هستم و از بی انظباطی و نامرتبی به شدت کلافه میشم. کسی در این مورد تجربه ای نداره؟
5. در این مورد با شما مخالفم چون در ازدواجهای فامیلی شناخت طرفین بیشتره و ابهامات حداقله و خانواده ها بهتر میتونن مشکلات رو حل کنن. بازم اگه دارم اشتباه میکنم خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم.
از لحاظ شخصیتی تقریبا مطابقت زیادی داریم و شاید به این خاطر باشه که هنوز بهش فکر میکنم و دارم سعی میکنم نقاط منفی رو نادیده بگیرم.
بهرحال از توجه و راهنماییتون ممنونم.
مرسی از توجهتون.
اگه میشه بیشتر درمورد مسائل ژنتیک برام توضیح بدید. در پست قبلی هم پرسیدم ولی هنوز کسی جواب نداده.
با سپاس.









علاقه مندی ها (Bookmarks)