سلام
فکر کنم دوباره اشتباه کردم شایدم کار درستی کردم نمیدونم
امروز نمایشگاه برق هست بعد ایشون اونجا غرفه دارن زن داییم هم غرفه داره خواهر زن داییم هم که دختر دایی مامانم هم میشه غرفه دارن هر کدوم تو سالن جداگونه بعد امروز مامانم رفته پیش زن داییم نمایشگاه من زنگ زدم و ادرس غرفه ایشون رو با هماهنگیشون به مادرم دادم بعد ایشون گفتن که من رفتنی مادرت رو میرسونم منزل مادرمن رفته به زن داییم و دختر داییش گفته که این اقا اونجا غرفه داره بریم بهش سر بزنیم رفتنی هم مارو میرسونه ...الان نمیدونم چیکار کنم من نمیخواستم فامیلامون بدونن ... الان اگه همه فامیل بفهمن من خواستگار دارم به گوش فامیلای بابامم میرسه ... حالا نمیدونم کار درستی کردم که همدیگرو ببینن اشنا بشن یا کار خیلی اشتباهی کردم
خواهش میکنم تا دیر نشده کمکم کنید
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد
"راهش را پیدا میکن "
هرکس نخواهد کاری را انجام دهد
"بهانه اش را"
علاقه مندی ها (Bookmarks)