به نظرم اول باید دیدت رو به زندگی و آدمهای اطرافت تا حدی تغییر بدی.
از کجا معلوم اون دختری که یه دفعه میزنه زیر خنده معنای زندگی رو بهتر از من و تو درک نکرده باشه؟شاید واقعا زندگی همینه.
چرا فکر می کنی اگه با یکی بخندی این دو رو بازیه؟تا حالا راجع به یوگای خنده شنیدی؟میدونی خندیدن حتی بدون دلیل چقدر توی روحیه آدم تاثیر مثبت داره؟
راجع به کارهای جدید،حتما لازم نیست کار خاصی انجام بدی،مثلا رفتن به یه کلاس هنری که همیشه دوست داشتی بری،نه برای گرفتن مدرک.برای اینکه
لذت ببری.
من حس میکنم برای هر کاری بیشتر به نتیجه فکر میکنی.در کل ماها باید تو زندگی یاد بگیریم توی لحظه زندگی کنیم.مثلا تو میری به یه کلاس که مدرک بگیری
بعد کلاس تموم میشه تو مدرکت رو میگیری و میذاریش کنار.بعد دوباره روال قبلی زندگیت.
وقتی میری به یه کلاس،سعی کن با آدمهای جدید آشنا بشی.سعی کن از چیزهایی که یاد می گیری لذت ببری.
بعدم برای پیدا کردن آدمهای با ذوق اول باید خودت با ذوق باشی.اگه خودت باشی، راه درست رو بری و به راهی که میری مطمئن باشی،همراه خوب هم پیدا میشه.
مثلا من همیشه به سفر خیلی علاقه داشتم.به اینکه برم و جاهای جدید رو ببینم.اون قدر با ذوق و شوق از مسافرت رفتن و تجربه های سفرام حرف میزنم
که کلی همراه پیدا کردم.چند تا از مسافتهام رو با خانواده خودم و دوستها و همکارها و خانواده هاشون رفتم که کلی خوش گذشت.
در مورد اینکه گفتی وقتی با بقیه حرف میزنی فکر می کنی پختگی ندارن یا افکارشون به نظرت جالب نیست،بهتره دیدت رو عوض کنی.
از کجا معلوم که تو اشتباه نکنی و حرفها و نظرات اونها درست تر نباشه؟
اینجوری فکر کن که بالاخره هر کسی یه نظری داره.قرار نیست که اگه با یکی دوست باشی در مورد همه چیز باهاش توافق کامل داشته باشی.بعدم بالاخره هر آدمی
یه سری ویژگی های جالب و خاص خودش داره و تو با هر کسی میتونی یه سری نقاط مشترک داشته باشی.
راجع به اینکه بقیه بهت میگن بزرگتر از سن خودت به نظر میرسی،به عنوان یه تجربه بهت می گم.خیلی تحت تاثیر تعریف و تمجیدهای دیگران قرار نگیر.
منم خیلی از آدمهای اطرافم بهش میگفتن و میگن سطح فکری تو خیلی بالاست و کمتر کسی خصوصیات تو رو داره.قبلا این تمجیدها به طور ناخودآگاه روم تاثیر گذاشته
بود.
وقتی با یکی حرف میزدم و حرفهاش به نظرم اشتباه و کوته فکرانه میومد،ازش زده میشدم.
این توی نظرم نسبت به خواستگار هام هم اثر گذاشته بود.
مثلا همه دوستهای مامانم و فامیل به مامانم میگن،آنیتا حیفه و نباید به هر کسی جواب مثبت بده،هر کسی لیاقتش رو نداره.
ولی من اصلا اینجوری فکر نمیکنم.الان دیگه این تعریف ها تاثیری روم نداره.قبلا فکر میکردم باید با یه مرد خیلی باهوش ازدواج کنم.ولی الان فکر میکنم باید با کسی
ازدواج کنم که انسان باشه و معنی زندگی رو درک کرده باشه.
یا ممکنه نظراتم با دوستام یکی نباشه یا از بعضی رفتاراشون خوشم نیاد(منم مثل تو فکر میکنم دختر باید سنگین رفتار کنه)ولی راجبشون به هیچ وجه قضاوت نمیکنم.
خوب اونها ممکنه تو بعضی چیزها با من فرق کنن.دلیل نمیشه که من نتونم باهاشون دوست باشم و از مصاحبت باهاشون لذت ببرم.
اصلا از کجا معلوم اونها اشتباه فکر و رفتار می کنن و من همه کارهام درسته؟
بعدم وقتی تصمیم میگیری یه کاری رو انجام بدی،اگه دفعه های اول نتیجه نگرفتی زود ناامید نشو.قرار نیست یه روزه همه چیز تغییر کنه.آروم آروم پیش برو.
معمولا تغییرات مثبت توی افکار و رفتار ما به تدریج اتفاق میفته.اونقدر که شاید خودمون هم متوجه نشیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)