به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 خرداد 96 [ 08:04]
    تاریخ عضویت
    1393-6-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    3,423
    سطح
    36
    Points: 3,423, Level: 36
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    577

    تشکرشده 236 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. اول یه تشکر ویژه از شما. تقریبا شما اولین کسی هستید که وقتی راهنمایی میکنید حس بدی از شنیدن راهنماییاتون ندارم، چون تو همه چیزایی که میگید هم خودتونو میگید هم خودمو، اینجوری حس میکنم ...
    بازم ممنون.

    خوب ...

    خنده الکی؟ سخت به نظر میاد، اما باشه تمرین میکنم

    بله من خیلی نتیجه برام مهمه. از روی نتیجه هست که میفهمم موفق بودم یا نه.سعی کردم توی لحظاتم شاد باشم و لذت ببرم اما خیلی ازم انرژی میگیره، چون مدام مجبورم افکار نتیجه گراییمو متوقف کنم.

    توی متن قبلیتون گفته بودید روی کودک درونم کار کنم. میشه یه کم بیشتر توضیح بدی مثلا چه جوری، چیکارش کنم؟ حس میکنم شاید زنده شدن کودک درونم بتونه به با ذوق بودن و شاد بودنم بیشتر کمک کنه.نه؟

    خوب اینکه میگید شاید اونا درست میگن، من حاضرم باهاشون بحث کنم و متقاعدشون کنم که نظرشون ناپخته است و همه جوانبو در نظر نگرفتن. اگر بخوام فکر کنم هرکسی نظری داره و قرار نیست با من لزوما هم عقیده باشه با این شرایط، پس باید یاد بگیرم سکوت کنم وقتی یکی نظر میده، چون اصولا انقدر بحث میکنم تا متوجه بشن نظرشون کامل نیست، نمیگم لزوما همیشه نظر من کامله ها، نه. ولی کاملتره!!! اصلا فکر نکنید پر از اعتماد به نفسما، اتفاقا اصلا هم اینجوری نیست، میگم که مشکل یکی دو تا نیست، کلا باید خرابش کرد از نو ساختش!!!
    الان که اینو گفتم به ذهنم رسید نکنه به خاطر اعتماد به نفس پایین باشه که همیشه منتظر تایید دیگرانم، وقتی بحث میکنم که نظر طرف مقابل ناقصه و نظر من کاملتره شاید دارم دنبال تایید و برتر بودن میگردم. نهههههه؟؟؟ چه جالب!!!!

    خوب سخته با کسی باشی که باهات متفاوته و مدام نظرهای ناقص داره. چرا باید با یکی دوست باشم که توی خیابون حس میکنم آبرو ریزیه؟؟؟؟ خوب با یکی میگردم که سنگین باشه( اما خوب بازم ممکنه همون آدمهای سنگینو رنگین هم یه برخوردهایی داشته باشن، که باز من نپسندم...)راست میگی یه جایی مجبوری بپذیری تفاوتهارو.اما واقعا سخته. اون لحظه باید به خودم چی بگم؟ بگم هرکی نظری داره، هرکی رفتار خودشو داره؟ بعد آروم میشم و بهم خوش میگذره؟؟؟

    در مورد اینکه میگید دیگران تعریف میکردن ازتون، راست میگید توی ناخودآگاه تاثیر میذاره، منم با خواستگارام مشکل دارم، میان میشینیم صحبت کنیم به محضه اینکه یه حرفی میزنم و نگاهم میکنه و انگار متوجه نشده حرفمو، رد میکنمشون!!! توقعم رفته بالا، حس میکنم پسرا کم پیش میاد پخته و فهمیده باشن( بلا نسبت آقایون همدردی البته)
    وقتی من میگم دوست دخترم که گاهی باهاشم باید خیلی فهمیده باشه، اینجوری برخورد کنه و اونجوری باشه و .... معلومه برای انتخاب همسرم که قراره هر لحظه کنارم باشه هم خیییییلی پر توقع هستم و این بده. راست میگید. اما چه جوری کم کردن توقع و خوش بودن با آدمها با هر رفتار و طرز فکری که دارن خیلی سخته. کاش بگید چی شدید که شدید اینی که الان هستید. چه جوری طرز فکرتون عوض شد و ...
    وای چقدر پیچیده شد تاپیکم، من فقط حس کردم گاهی حوصله یکی یهو ندارم، الان کلا به چه چیزایی رسیدم، البته با کمک شما. مرسی که هستید. ایشاا... خدا هیچوقت درمونده و تنها نذارتتون

    - - - Updated - - -

    سلام. اول یه تشکر ویژه از شما. تقریبا شما اولین کسی هستید که وقتی راهنمایی میکنید حس بدی از شنیدن راهنماییاتون ندارم، چون تو همه چیزایی که میگید هم خودتونو میگید هم خودمو، اینجوری حس میکنم ...
    بازم ممنون.

    خوب ...

    خنده الکی؟ سخت به نظر میاد، اما باشه تمرین میکنم

    بله من خیلی نتیجه برام مهمه. از روی نتیجه هست که میفهمم موفق بودم یا نه.سعی کردم توی لحظاتم شاد باشم و لذت ببرم اما خیلی ازم انرژی میگیره، چون مدام مجبورم افکار نتیجه گراییمو متوقف کنم.

    توی متن قبلیتون گفته بودید روی کودک درونم کار کنم. میشه یه کم بیشتر توضیح بدی مثلا چه جوری، چیکارش کنم؟ حس میکنم شاید زنده شدن کودک درونم بتونه به با ذوق بودن و شاد بودنم بیشتر کمک کنه.نه؟

    خوب اینکه میگید شاید اونا درست میگن، من حاضرم باهاشون بحث کنم و متقاعدشون کنم که نظرشون ناپخته است و همه جوانبو در نظر نگرفتن. اگر بخوام فکر کنم هرکسی نظری داره و قرار نیست با من لزوما هم عقیده باشه با این شرایط، پس باید یاد بگیرم سکوت کنم وقتی یکی نظر میده، چون اصولا انقدر بحث میکنم تا متوجه بشن نظرشون کامل نیست، نمیگم لزوما همیشه نظر من کامله ها، نه. ولی کاملتره!!!
    اصلا فکر نکنید پر از اعتماد به نفسما، اتفاقا اصلا هم اینجوری نیست، میگم که مشکل یکی دو تا نیست، کلا باید خرابش کرد از نو ساختش!!!
    الان که اینو گفتم به ذهنم رسید نکنه به خاطر اعتماد به نفس پایین باشه که همیشه منتظر تایید دیگرانم، وقتی بحث میکنم که نظر طرف مقابل ناقصه و نظر من کاملتره شاید دارم دنبال تایید و برتر بودن میگردم. نهههههه؟؟؟ چه جالب!!!!

    خوب سخته با کسی باشی که باهات متفاوته و مدام نظرهای ناقص داره. چرا باید با یکی دوست باشم که توی خیابون حس میکنم آبرو ریزیه؟؟؟؟ خوب با یکی میگردم که سنگین باشه( اما خوب بازم ممکنه همون آدمهای سنگینو رنگین هم یه برخوردهایی داشته باشن، که باز من نپسندم...)راست میگی یه جایی مجبوری بپذیری تفاوتهارو.اما واقعا سخته. اون لحظه باید به خودم چی بگم؟ بگم هرکی نظری داره، هرکی رفتار خودشو داره؟ بعد آروم میشم و بهم خوش میگذره؟؟؟

    در مورد اینکه میگید دیگران تعریف میکردن ازتون، راست میگید توی ناخودآگاه تاثیر میذاره، منم با خواستگارام مشکل دارم، میان میشینیم صحبت کنیم به محضه اینکه یه حرفی میزنم و نگاهم میکنه و انگار متوجه نشده حرفمو، رد میکنمشون!!! توقعم رفته بالا، حس میکنم پسرا کم پیش میاد پخته و فهمیده باشن( بلا نسبت آقایون همدردی البته)
    وقتی من میگم دوست دخترم که گاهی باهاشم باید خیلی فهمیده باشه، اینجوری برخورد کنه و اونجوری باشه و .... معلومه برای انتخاب همسرم که قراره هر لحظه کنارم باشه هم خیییییلی پر توقع هستم و این بده. راست میگید. اما چه جوری کم کردن توقع و خوش بودن با آدمها با هر رفتار و طرز فکری که دارن خیلی سخته. کاش بگید چی شدید که شدید اینی که الان هستید. چه جوری طرز فکرتون عوض شد و ...
    وای چقدر پیچیده شد تاپیکم، من فقط حس کردم گاهی حوصله یکی یهو ندارم، الان کلا به چه چیزایی رسیدم، البته با کمک شما. مرسی که هستید. ایشاا... خدا هیچوقت درمونده و تنها نذارتتون
    ویرایش توسط elham.e : چهارشنبه 05 آذر 93 در ساعت 11:35


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با افسردگی و بی حوصله بودن همسرم جه کنم؟
    توسط سرمای درون در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 30 مرداد 89, 01:34
  2. +بی حوصلگی در رابطه
    توسط Mehdii در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 خرداد 89, 15:57
  3. * طنز وصلت ناجور *
    توسط m.mouod در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 31 تیر 88, 08:17
  4. اگه حوصله داشتين حرفاي من بي حوصله رو بخونين
    توسط sstanha در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اسفند 87, 00:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.