شيدا جون ميدونم از مشكل گوشيش خبر نداره چون اصلا تعمير موبايل نبردش هيچوقت يا از كسي نميپرسه ولي نميدونم خودش فهميده يا نه كه همچين اسمسايي هست ، تا ديروز عصر باهام سرد برخورد ميكرد ولي ديشب رفتارش خوب شد موقع خواب از پشت بغلم كرد و خوابيديم ،قبل از خوابيدن تو رختخواب درحالي كه دستشو گرفتم اين جمله هارو بهش گفتم:
خيلي از هم دور شديم بااينكه نه من به تو خيانت ميكنم و نه تو به من خيانت ميكني ولي اعتمادي بينمون نيست بيا از اول شروع كنيم از نقطه صفر انگار تازه باهم آشنا شديم و تازه اول زندگيمونه من تورو خيلي دوست دارم و وابستگي و دوست داشتنم غيرعاديه شايد حسادت باعث ميشه خيلي رفتارا ازم سر بزنه "
همه حرفامو شنيد بهش گفتم ميشنوي گفت آره ولي خوابم مياد منم با حالت محبت زدم روي بازوش و گفتم شبت بخير خوب بخوابي و پشت بهش خوابيدم البته اين به پشت خوابيدن طبق عادته نه بي محلي بعد كه پشتمو كردم ديدم دست انداخت روم و كشيدم تو بغلشو چيزي نگفتيمو خوابيديم صبح هم خيلي عادي بيدارشديمو باهم رفتيم سمت سر كارمون
من ديگه هيچ بحثي نميكنم و سعي ميكنم مسايل گذشته رو پيش نكشم فقط دوست دارم اونم بهم وابسته باشه و دلش برام تنگ بشه دوست دارم محبتشو ببينم نه غرورشو








علاقه مندی ها (Bookmarks)