سلام پارمین جان!
به همدردی خوش اومدی.
به نظر من کار درستی کردی که به کسی حرفی نزدی. برعکس بعضی از آقایون که واسه بچه میمیرن، بعضی هام هستن که ازش متنفرن. شما باید یکم ظرافت در عنوان خواسته ات داشته باشی. اگه هرروز بگی، یا بچه تبدیل بشه به موضوع اصلی صحبت هاتون ایشون بیشتر هم زده میشن. بعضیا به این خاطر که توجه همسرشون بهشون کم میشه علاقه ای نشون نمیدن.
پس گام اول اینه که ازبحث بی فایده با همسرت خودداری کنی.
درسته که سنت داره بالا میره و هرسالی که آدم جلوتر میره حوصلش واسه بچه کمتر میشه، ولی الان دیگه سن حاملگی تو جامعه رفته بالا. الان دخترای 31ساله هنوز شریک زندگیشون رو انتخاب نکردن! پس شما خیلی هم عقب نیستی. قبلاً سن حاملگی پرخطر 30 سال بود ولی الان 35-40 ساله. خداروشکر تو زمینهء حاملگی هم اینقدر همه دقیقن و وسواس دارن که کمتر پیش میاد کسی به مشکل بخوره.
اینو گفتم که بهت بگم، بچه که بیاد درسته با خودش موجی از شادی و نشاط میاره، ولی اوایل که به دنیا میاد، سختیاش بیشتر از شادیاشه. واگه تواین دوره همسرت مسئولیتی نپذیره شما از متولد شدن خودت هم پشیمون میشی چه برسه به دنیا آوردن بچت! وقتی همسرت رک و مستقیم بهت میگه من هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم بهتره خودت رو تو دردسر نندازی. صبرکن به موقعش اونم راضی میشه. ولی رفتار شما خیلی موثره که ایشون کی راضی بشه! چطور؟
اگه این موضوع رو لوسش نکنی، و تبدیل به بحث داغ روزاتون نشه، میتونی از یه نفر سوم مثل یه مشاور یا دکتر زنانت کمک بگیری، باهم برید پیشش، اگه همسر شما از زبون دکترتون بشنون که چرا بهتره بچه دار بشید، خیلی بهتره تا اینکه خودتون بخواهید بهش حالی کنید.
یا دلایل مخالفت ایشون با بچه رو بپرسید و روی یه برگه بنویسید. بعد مزایای بچه دار شدن هم بنویسید. معایب بچه دار شدن هم بنویسید. وقتی اینکار روبکنید مطمئن باشید به نتایج جالبی میرسید.
در آخر میخوام بهتون بگم، کاملاً درکتون میکنم و حق رو به شما میدم. هرچی آدم به سن سی نزدیک میشه، اون حس مادرانه اش قویتر میشه. من که خودم 29سالم بود به اوج این نیاز رسیده بودم. میفهمم چقدر اذیت میشی. این نیاز رو خدا در درون ما خانمها گذاشته و چقدر هم زیباست.
ولی عزیزم شما شوهرت رو واسه تموم عمر میخوای(انشالله). خوب نیست که هنوز نی نی نیومده بحث با خودش بیاره. بهتره به صورت سربسته بامادر همسرتون صحبت کنید و ازش راهنمایی بخواهید. البته اگه شناخت روی ایشون دارید و دردسر نمیشه. شاید کمک خوبی بهتون بکنه. مثلاً شاید بگه، باباش هم اینجوری بود ولی فلان کارو کردم، راضی شد. یا شاید هر چیز دیگه که کمکتون بکنه. البته قبلش حتماً فکر کنید. مادر شوهر من که یه فرشته اس.
امیدوارم یه روزی (به زودی) حس زیبای مادر شدن رو تجربه کنی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)