سلام خانم گلی
خوشحالم که بالاخره به مرحله ای رسیدی که خواستگار می پذیری و بهش فکر میکنی
در مورد شهادت و ... که اصلا نگران نباش. می خوای به سنت پیغمبر عمل کنی و قرار هم نیست که تو اون روز جشن و شادی کنید پس خیلی نگران این موضوع نباش. بعدا بیشتر بررسی کن که خواستگارت از نظر اعتقادی چطوره و چقدر می تونه به اعتقادات احترام بگذاره.
در مورد دوستت هم، اصلا نمی خواد چیزیو واسش توضیح بدی.
خیلی نرم عمل کن. اهسته آهسته. مثلا سعی کن اگر هر روز باهاش حرف میزدی یعضی روزا رو حذف کنی و بجاش پیامکی باهاش حرف بزنی.
بعد یواش یواش تبدلش کنی به یه روز در میان. و همین طور این روند رو طوری ادامه بده که رابطه به حدی برسه که خودت می خوایف فقط صبور باش و به هم نریز.
در مورد فوبیایی هم که نسبت به خواستگاری داری و تپش قلب و ... هم نگران نباش، تا حدیش طبیعیه و اکثر دخترا همین حس رو دارن. سعی کن خیلی مساله رو برای خودت بزرگ جلوه ندی. چند تا مهمونی ساده هست.که اگر مورد مناسبی باشه، یواش یواش خودش اهمیتش رو نشون میده.
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)