سلام آقای تنهایی!
من تقریباً در جریان تمام تاپیکهایی که باز کردید هستم. میخواستم توجهتون رو به چندتا نکته جلب کنم
1- همسر شما همونطور که بسیار از خود گذشته است و انعطاف پذیره و شما رو دوست داره، به همون نسبت هم آدم حساسیه. شاید مسائلی که یه آدم عادی رو اذیت نکنه ایشون رو اذیت میکنه.
2- همسر شما یه بچهء کوچیک داره. اگه یه آدم حساس مثل همسرتون بخواد از یه بچهء شش ماهه هم مراقبت کنه دیگه حوصله و تحملی براش نمیمونه که بخواد یه بچهء 9سالهء دیگه رو هم نگهداری کنه که تازه زبونش هم درازه.
3- تو تاپیکهای قبلیتون خودتون به این نتیجه رسیدید که قدردان همسرتون باشید و بهشون ابراز محبت کنید و هواشون رو داشته باشید. (اگه یادتون باشه میگفتید کم کم اینکارو میکنم که یهو شک نکنه) امیدوارم این موضوع لابلای بحثی که الان پیش اومده گم نشده باشه.
4- داشتن یه بچهء کوچیک آدم رو بسیار شکننده و حساس میکنه. (من خودم تجربهء این دوره را داشتم) دراین دوره آقایون باید یه توجه مضاعف بر حالت عادی نسبت به همسرشون داشته باشن. ایشون الان به پشتیبانی شما احتیاج دارن. در نظر داشته باشید تمام حرص و جوشایی که از این بچتون میخورن در قالب شیری که به فرزندتون میدن به نی نی کوچولوتون هم وارد میشه.
5- من از خوندن و فکر کردن به تاپیکهای قبلی و فعلیتون به این نتیجه رسیدم که شما ضعف در مدیریت رابطه دارید. بیشتر تقصیرها رو گردن خانومتون میندازید. مثلاً تاحد انفجار عصبانی و ناراحتش میکنید، حرفهایی که لیاقتش نیست رو میشنوه(هم از شما هم از پسرتون) و با توجه به شرایطی که توش هست انتظار دارید منفجر نشه و حرفای نامربوط نزنه.
حالا نظرات من برای برطرف شدن مشکلتون:
1- الان تو همهء مدرسه ها یه روانشناس یا مشاور هست. اتفاقاً به خاطر شناختی که روی بچه ها دارن خیلی خوب میتونن کمکتون کنن. این بچه الان از شما حرف شنوی نداره. مادر خودش هم اصلاً طرف شما نیست که بخواد نصیحتش کنه یا بگه کارش اشتباهه. تازه به قول خانم کیت کت اگه ایشون این چیزا رو یادش نداده باشن! بنابراین یه نفر سوم خیلی میتونه به شما کمک کنه.
یه روز بدون اینکه خود پسرتون بفهمه، تاکید میکنم بدون اینکه تهدیدش کنید میام تو مدرسه به معلمت میگم و این حرفا، چون استرس مخربی داره که تا آخر عمر از ذهنش پاک نمیشه، برید به مدرسه اش و با اون مشاور یا روانشناسی که تو مدرسه شون هست صحبت کنید. مشکلتون رو بگید. و بهشون بگید که خود بچه نمیدونه شما اینجایید. اونا خودشون میدونن چطوری باپسرتون صحبت کنند که عقلش بیاد سرجاش.
2- شما به عنوان مرد و ستون خانواده باید تکیه گاه همسرتون باشید. وقتایی که تنها هستید از زحماتی که برای بچتون میکشه تشکر کنید و بهش بگید از طریق مدرسه اش وارد شدید تا این رفتارش رو اصلاح کنه. بهش بگید که حق رو بهش میدید. بگید اگه منم جای تو بودم همینقدر یا شایدم بیشتر از تو ناراحت میشدم. تشکر کنید که خودش کاری در جهت تنبیه بچه نمیکنه. همین چندتا جمله معجزه میکنه. ما خانمها فقط کافیه یکم از طرف همسرانمون درک بشیم واسه چندین هفته و ماه بسمونه. اگه یه قدم به سمت همسرتون بردارید ایشون ده قدم به سمت شما میان. اینو به شما ثابت کردن قبلاً. پس شماهم واقعاً قدرشون رو بدونین.
3-یکم روی دیدتون کار کنید. دیدتون نسبت به خانمتون خیلی بدبینانه است. تو تمام مسائلی که پیش میاد این بنده خدا رو مقصر میکنید. بهش تهمت دیواانه بودن و روانی بودن و اینها رو میزنید و در موردش فکر میکنید که ولش کنید. ولی اصلاً شرایطش رو درنظر نمیگیرید. یکم روی مدیریت روابط تمرکز کنید و سعی کنید به خانمتون هم حق بدید. نگید خودت رو درحد بچهء 9ساله پایین نیار. بگید بچهء 9سالهء من احترامت رو نگه نداشته. حق داشتی عصبانی شی. قول میدم این رفتارش اصلاح بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)