سلام
درسته مشکلتون در ابتدا کوچیکه، اما اگه جلوی همین مشکلات کوچولو و ناراحتی های کوچیک و نگیریم رفته رفته همین کوچیکا ممکنه تبدیل به یک بحران بزرگ بشه.
ببینین شما باید برای خودتون اولویت بندی کنید، ببینین ناراحتی همسر براتون مهمه یا عضویت در فضای مجازی؟
اینکه همسری که همیشه در کنارتون خواهند بود دلخور باشند مهمه، یا اینکه دختر دایی هاتون یا دوستانتون بهتون کنایه بزنند که چرا نمیاین؟ همسر اجازه نمیده یا ... !
همسرتون به دلایلی که حالا برای خودشون منطقیست، دوست ندارند شما عضو این گروه های مجازی باشید، دیگه هممون میدونیم استفاده نادرست از این شبکه های مجازی خواسته یا ناخواسته زندگی خیلی از زوجین و خراب کرده.( نمیگم شما خدایی نکرده استفاده نادرست میکنید، یک عده استفاده نادرست میکنند اما تر و خشک به پای هم میسوزند.)
همسرتون خب دوست ندارند زندگیشون خدایی نکرده خراب بشه! حساسیت دارند!
عضویت در اینجور گروه ها موضوع زیاد مهمی هم نیست که بگیم تو زندگی شما ضروریست!
آخه نگفتن با دوستانتون کلا در ارتباط نباشید گفتن عضو گروه ها نباشید.
خب شما عضو نباشید، بجاش هرچند وقت یکبار با دوستانتون بیرون قرار بذارین که صد برابر لذتشو خوش گذرونیش از عضویت در این گروه ها بهتره.
یا با دوستانتون گاهی تلفنی صحبت کنید. خودتون زنگ بزنید یا اونها زنگ میزنند حالتون و میپرسند، حتی تو همین شبکه های اجتماعی میتونید حضور داشته باشید اما عضو گروه ها نباشید.
شاید بگید درکتون نمیکنم چرا تو همچین موقعیتی بودم، یکبار در دوره آشنایی یکی از همین آقایون حساس (مانند همسر شما) از بنده همچین درخواستی کردند حالا اونموقع فیس بوک و مسنجرو...بود، من فکر کردم و برای خودم اولویت بندی کردم، دیدم اگه قراره ایشون و بعنوان همسر آینده انتخاب کنم بهتره به این خواسته اشون احترام بذارم خب حساسیت دارند از نظرشون درست نیست، تازه خودمم احساس کردم با اینکه وقت کمتری میذارم و فقط گاهی ازحال دوستان قدیمیم میپرسم باز هم وقت زیادی از من میگیره! برای همین بحرفشون کردم و از دنیای مجازی خارج شدم، رابطه امم با دوستانم خیلی کم شد.
ایشون هم وقتی این حرکت منو دیدن همینکارو کردن، اما بعد مدتی متوجه شدم مثیکه دلشون زیاد راضی نبوده و گاهی به اکانتاشون سر میزنند، حتی بعد ها تو شبکه هایی چون بازی های آنلاین که قابلیت چت کردن هم داره و .... هم عضو شدند! حتی با جنس مخالف هم چت میکردند!
خب خوشبختانه به ازدواج ختم نشد، اما با اینکه به ازدواج ختم نشد من هیچوقت از کارم ناراضی و پشیمون نشدم و تازه تجربه خوبی برایم بود چون :
اولا به خودم ثابت کردم که میتونم تو زندگیم بخاطر کسی که در آینده انتخاب میکنم از خودگذشتگی داشته باشم. از برخی خواسته های غیر ضرروی خودم بگذرم برای جلب اعتماد همسرم.( کسی که قراره در آینده همسرم شود)
دوما اینکه ضرر نکردم وقت بیشتری و تونستم برای خودم و خانوادم بذارم، دوستانمم گاهی قرار میذاشتیم و بیرون هم همدیگه و میدیدیم.
تازه از همه مهمتر با اینکارم تونستم چهره ایشون و بهتر بشناسم، اگه من اینکارو نمیکردم و ایشون تو رودواسی قرار نمیگرفتن و خودشون هم از این شبکه ها بیرون نمیومدن من هیچوقت از وابستگی ایشون به اینجور شبکه ها متوجه نمیشدم!
این مثال و برات زدم تا بدونی با اینکه ازدواج نکردم اما میتونم درکت کنم، اولش برای آدم سخته اما وقتی نتیجه اش و میبینی، خیلی دلنشین تر حالا نتیجه از خودگذشتگی شماکه خیلی مثبت تره!
شاید اصلا همسرتون وقتی متوجه بشن که شما وابستگی آنچنانی هم به اینجور شبکه ها ندارید و براحتی حرف ایشون بخاطر همسرتون با اینکه از نظرتون منطقی نبوده اومدید بیرون، حساسیتشون کمتر بشه و خودشون ازتون بخوایند برگردید!
شایدم بعد مدتی خودتون ببینید وقت بیشتری وپیدا کردید که دیگه خودتون دلتون نخواد وقتتونو با اینجور گروه ها هدر بدید.
من خودم بعداز اون موقع دیگه به فیسبوک و ... برنگشتم، چون اصلا میل و رغبتی دیگه نداشتم، بنظرم وقت تلف کردن بود، فقط لاین و وایبر دارم که اونم برای زمانیست که شارژ نداشته باشم از اینا استفاده کنم ورگرنه هرگروهی عضو م میکنند ازش بعد مدتی خارج میشم چون هم وقتم گرفته میشه هم اینترنتم بیهوده تموم میشه :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)