نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بیخیال نمایش پست ها
شاید خانم فعلیتون، برای این، این حرفا و زدن که شما فکر کنید در بند نیستید و آزاد هستید تا یوقت نخواهید مانند زندگی قبلیتون با دختر دیگری پنهانی دوست شوید.
خواستن حس آزادی بهتون دست بده تا عطش زیادی نداشته باشید.

حالا خانمتون اینطوری گفتن که یجورایی شما رو تو رودرواسی هم قرار بدهند، انگار انتظار داشتن کمی خویشتن داری شما و بیدار کنند.

نمیدونستن که دارند حس بی تعهدی و در شما تقویت میکنند، برخی خانم های متاهل از اینکارا میکنند که مثلا حس آزادی به همسر دست بده از آنطرف همسر هم به اینجور کارها بی رغبت بشه. ( یعنی هدفشون ایجاد بی رغبتی در شما بوده نه ایجاد رغبت بیشتر!!!!!!) یک نوع سیاست زنانه اشتباه! !!!!

برای همین هم هست که به قهر و بی محلی ... روی آوردن! چون دیگه کاری از دستشون برنمیامده. یجورایی هم بنظر من ایشون از دست خودشون بیشتر ناراحتن و عصبانی چون این مشکل و خودشون با ارایه راه حل غلط و نادرست تبدیل به بحرانی بزرگ کردن .

.

ممنون. تفسیرتون دقیقا همونیه که من میخواستم و با واقعیت زندگی من مطابقت داره
ممنون میشم اگه راهنماییم کنید که چطور گذشته رو از ذهنش پاک کنم و اعتمادش رو صد در صد جلب کنم.چون من در گذشته یکبار هم رهاش کردم و بقول خودش پسش زدم.الانم همش از تکرار این اتفاق میترسه