دختر بیخیال عزیز
ممنون از راهنماییتون. در تاپیکهای قبلی من راجع به دوست دخترم. من تو خواب بودمو خیلی از مسایل برام روشن نبود. اونموقع من به راهنمایی دوستان گوش دادم و دوست دخترم رو کامل کات کردم. حتی از کارم به پیشنهاد پدرم استعفا دادم و از این شهر هزار کیلومتر دور شدم و ی زندگی نو رو برای خودم و زن و بچم درست کردم. ولی اشاره های مکرر زنم و دروغها و تهمتهای بی شمار به دوست دخترم که برای انداختن اون از چشمم بود زخم کهنه رو تازه کرد و باعث شد من دوباره راجع بهش تحقیق کنم. وقتی فهمیدم تمام حرفهایی که از خراب بودنش میزنه و داستانهایی که تعریف میکنه دروغه و صداقت رو در گفتار دوست دخترم دیدم دوباره بهش برگشتم. در این اواخر فهمیدم زن سابقم قبل از من بهم خیانت میکرده و عشق واقعی رو در رفتار دوستم دیدم. تو جریان طلاقم هم زنم با تهدید و اغفال پدر و مادرم و شوروندن فامیل علیه من سیصد سکه از مهرش رو نقد کرد و بچه رم بمن داد. تا همین هفته گذشته هم دعوا سر اثاثیه منزل بود که ی لیست بهم داده که دیگ نونی و قاشق چنگال و سیخ کباب جهازشم میخواد بگیره در حالی که نیمی از وسایلی رو که من خریدم با استفاده از حسن نیت پدر مادرم از خونه برده. حتی از پرده و چوب پرده ای هم که من خودم برا خونه خریدم نگذشته. وقتهایی که دخترم میره دیدنش از زبونش حرف میکشه و میزاره کف دست پدر و مادرم و بچه رو درگیر مسایلی میکنه از قدرت درکش خارجه.
اینو واسه روشن شدن مسایل گذشته گفتم








علاقه مندی ها (Bookmarks)