سلام دوست عزیز
به همدردی خوش امدی
قبلش لطفا فاصله بین خطوط بذار تا حوندنش راحت تر بشه....متنت هم طولانیه و هم بدون فاصله.کمتر کسی حوصله میکنه همشو بخونه.
چون شما با ایشون بحث کردی و حرفایی که نباید میزدی رو بهش زدی،دیگه ایشون خواستگاری شما نیامد و نمیاد؟
اگر به نطر ایشون شما مورد مناسبی برای ازدواج نیستی پس چرا هرچند وقت یکبار ابراز وجود میکنه؟اگر هستید پس این بازیها برای چی هستش؟
چه دلیلی داره این اقا انقدر به شما نزدیک بشه که به خودش اجازه ابراز نظر درباره کار شما و سخت بودن یا نبودنش بکنه؟
از نظر ایشون شما بدترین صفات رو که یه انسان میتونه داشته باشه داری: تخس مغرور عصبی پرخاشگر .داشتن رابطه دوستی با چند نفر....به نظرتون واقعا این اقا میخواد با شما ازدواج کنه؟یعنی یک انسان سالم همچین کسی رو به عنوان همسفر زندگیش انتخاب میکنه....
شما معطل این اقا نیستی...خودت خودت رو معطل کردی و گویا از سوختن روزهای جوونی و زندگیت خیلی هم ناراحت نبودی....چه بسا اگر این سیکل معیوب را به قول خودت تمام میکردی الان با یکی از خواستگارات ازدواج کرده بودی و یک زندگی عادی داشتی....
شما به من بگو دقیقا چه چیز این اقا رو دوست داری؟از توهین هایی که بهت میکنه لذت میبری یا از اینکه 4 سال شما رو به بازی گرفته و فقط به خاطر یک دعوا کلا فید خواستگاری امدن را زده؟
دوست خوبم
نظرات و حرفا و قضاورتهای دیگران درباره ازدواج رو بریز دور....
اول از همه این رابطه رو کات کن کاملا..چون این اقا اهل ازدواج نیست.
دوم خط گوشیت رو عوض کن و همه راهای ارتباطیت با این اقا رو ببند.
سوم سر خودت رو بیشتر گرم کن و کار و شغل پیدا کن.
تا الان 4 سال رو سوزوندی....دو سال دیگه میشه 6 سال...سه سال دیگه میشه 7 سال و ....
خودت رو بکش از این رابطه پوچ بیرون.اولش حتما سخته..اما اسایش بعدش و داشتن یک زندگی خوب بهترین پاداش شما از این تصمیم بزرگه....
موفق باشید
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)