ممنونم اقای سعید
حرف شما رو قبول دارم که با ی جلسه نمیشه قضاوت کرد،خواهش میکنم فکر نکنیدمن ادم خودخواهیم اما حتی فکر کردن به جلسه ی دوم و صحبت کردن به این اقا حس بدی به من میده.پدر و برادر من تقریبا جزء مردهای خوش چهره ان به خصوص برادرم و خودم هم معمولی هستم.اما چهره ی این اقا به نظرم زیر معمولی بود و رفتارا و حرکاتش منو عصبی میکرد.از طرفی شرایط خوب خانوادگیشون و اخلاق خوبش و همینطور بالا رفتن سن من برای ازدواج باعث میشه به این موضوع فکر کنم
پرنیان جون اتفاقا خودم هم به ذهنم رسید مورد قبلی که من جوابم منفی بود اینهمه پاپیچ نمیشدن شاید میگفتن این نشد یکی دیگه باخودم میگم حتما ی مشکلی داره اینهمه گیر داده به من.مامانم میگن خانوادش ی زنی میخوان که جمع و جورش کنه یعنی اینجوری به نظر میاد ولی خوب از نظر مالی خیلی از ما بالاترن.هرچی من گفتم ایشون قبول کرد. علت این همه اصرارو با وجود چندین دفعه جواب منفی نمیفهمم








علاقه مندی ها (Bookmarks)