تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
khaleghezey (پنجشنبه 09 بهمن 93), سكوت شب (دوشنبه 06 بهمن 93)
تشکرشده 39 در 13 پست
سلام به دوستان عزيزم٠تو اين مدت يه تغييراتي برام رخ داد٠ بعد از قهر كردن با شوهرم شوهرم به صرافت افتاد كه يه تكوني به خودش بده٠ الان برام نزديك مأمانم يه خونه گرفته البته هنوز به خاطر كاراي خونه أثاث كشي نكرديم٠ ولي هنوز دنبال كار ورفاه و بيكاره٠چيزي كه الان خيلي آذيتم ميكنه بدهكاري هايي كه داريم مخصوصا بدهي كه به خواهرم داريم ٠ الان نزديك ٢ ساله خواهرم بهموم پول قرض داده قرار بوده ١ ماهه پسش بديم الان ٢ سال شده٠ديگه تحمل نكته سنگين ديگرانو ندارم. شوهرم ميگه خودش به فكره ولي هنوز كاري نكرده
خسته ام ٠حوصله هيچ كاري ندارم دوست دارم تا ابد بخوابم٠حتي حوصله بچمو ندارم٠هيچ چيز خوشحالم نميكنه٠ ديروز با همسرم رفتيم مغازه اي كه حراج زده بود و اون نزديك ٤٠٠ هزار تؤمن وسايل خونه خريد و گفت اين هديه ولن تان ٠ولي من وقتي ياد بدهكاريم ميوفتم همه چيز كوفتم ميشه٠ حتي دوست ندارم يه چيز ١٠٠٠ تومني برام بخره٠ زندگيمو دوست ندارم هيچ چيزي خوشحالم نميكنه٠اصلا دليلي نميبينم كه حتي لبخند بزنم شبا تا ٤ صبح خوابم نميبره و همش به خاطر معدم حالت تهوع دارم٠
- - - Updated - - -
براي معدم رفتم دكتر گفته عصبيه٠ كمكم كنيد إحساس ميكنم دارم روز به روز پير ميشم٠اين اون زندگي نيست كه انتظارشو داشتم٠ از بيكاري خسته شدم٠ هميشه دوست داشتم براي خودم كسي بشم ولي الان هيچي نيستم
- - - Updated - - -
اينجا هم مورد كم لطفي قرار ميگيرم هيچ كس نيست جواب منو بدهههههههههههههه
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)