نقل قول نوشته اصلی توسط maadar نمایش پست ها
شما هنوزیک ماهه ازدواج کردید
عجله نکنید کم کم درست میشه
فکر میکنم خانم شما هنوز نتوانستند از نظر روحی مسوولیت های خانه داری و همسرداری رو بپذیرند
من هم چند ماه اول ازدواج همین شرایط رو داشتم همسرم هم همین طور بودند، بهتره خواسته هاتون رو بدون تحقیر و توهین و با احترام و تشویق به ایشان بگید مطمین باشید شماهم کاستی هایی دارید
انجام دادن کارهای شخصی دیگران کار آسانی نیست
همسرداری و بچه داری یعنی همین ، انجام کارهای شخصی برای همسر و فرزند،مهم نیست که وقت داری یا نه و کار سخت هست یا اسان، وقتی زنی جورابها کثیف همسرش رو از گوشه کنار خونه جمع میکنه واقعا کار بزرگی انجام میده ، بخصوص اوایل ازدواج

- - - Updated - - -

در مورد شلخته بودن حمام نرفتن و زیاد خوابیدن من فکر میکنم همسرتون دچار یک نوع افسردگی شدند بهتره تشویق کنید ورزش کنند و یا توی کلاسهایی که دوست دارند ثبت نام کنند ولی معمولا ورزش و ارتباط با دیگران و حضور مستمر در جمع افراد شاداب و خوش سلیقه خوب جواب میده شما در مورد فعالیتهای همسرتون هیچ توضیحی ندارید مثل ورزش ،هنر یا موارد مورد علاقه ایشان ، و دوستان همسرتون ، ارتباطش با دوستان و همسایه ها و...
یعنی میخوام بدونم همسرتون چطور خودش رو در طول روز سرگرم میکنه کسی که تا 12 ظهر میخوابه شب که دیگه خوابش نمیاد!
من میترسم شرایط بدتر بشه یا به همین منوال ادامه پیدا بکنه...
تا ساعت سه شب وول میزنه تو رختخواب (خودش میگه) تا 12 ظهر هم میخوابه.
10 روز تو ماه هم که به کل تعطیله میکنه خودشو (به خاطر پریود(
جالبه که چون خیلی بچه دوست داره خیلی راغبه که فوری بچه دار بشیم بر همین اساس رو من خیلی حساسه که هیچ روش پیشگیری از بارداری استفاده نکنیم.اگه بخوام مثلا کان*دوم استفاده کنم اجازه نمیده یا کوفتم میکنه.خودشم اصلا دوست نداره قرص ضد بارداری بخوره.من موندم با این شرایطی که داره (یعنی عدم مسئولیت پذیری) چجوری میخواد از پس بزرگ کردن بچه بر بیاد که اینهمه اصرار داره فوری باردار بشه.چندبار بهش گفتم بچه خرج داره نگهداری میخواد من الان توانشو ندارم هی میگه من خودم نگهش میدارم.میخواستم بگم تو حوصله ی یه مسواک زدن نداری بعد میخوای بچه داری کنی دیگه نگفتم اینو اگه میگفتم ناراحت میشد و چند ساعت میرفت تو قهر.