سلام ،مرسی ازهمه
آقای خاله قزی من گاهی میام و تاپیک بقیه افراد رو میخونم ولی خب چراغ خاموش اما از شانس بدم زیاد به مورد سن برنخوردم اینجوری!
آواجون مرسی ازت راست میگی ازش لجم گرفته که منو دراین شرایط قرار داده ، قیافه ام زیادی برام مهمه فکرکنم ، الحمدلله موارد اینطوری هم زیاد به پستم میخوره .. دلم میخواد بمیرم!
ایشون درس وکالت و یا قضاوت رو دارن تموم میکنن گفتن آخراشه اما عزیزم تو از رتبه یک فوق لیسانس کشور چه انتظاری نسبت به پذیرش آزمون داری!!!
حتما قبول میشه،این آقا فکرو ذکرش درس بود.
من نمیدونم چراازتاپیکام یه مدته استقبال نمیشه و مشکلاتم بی جواب میمونه،راستی خواهش میکنم درمورد سنش نظرتونو بگید ، من چیکارکنم؟؟منو از این سردرگمی نجات بدید.
آقا کیوان راستی من اصلا دیگه دلم نمیخواد درسمو جدی بگیرم ، ازدرس خوندن سیرم ، این همه خوندم چی شد ، درس من خیلی خوبه ازبس که میخونم اما شرایط فعلیم حضور درس تو زندگیمو کمرنگ کرده حس میکنم درکنار خانوادم اضافی ام.همش دلشون میخواد من ازدواج کنم برم راحت شن ، خستم کردن ، موضوعی هم که تحریکشون میکنه اومدن این خواستگاراس ، همه اونی ان که من نمیخوام مگراونایی که بررسی نشدن.
اصلا داشتن خواستگار زیاد که مطابق میل آدم نیست خوب نیست ، آدمو دیوونه میکنه.کاش تو کل عمرم یکی میومد اونم به دلم میشست و باهاش ازدواج میکردم،تاحالا که معمولا مشکل سن پرررنگ تر ازهمه بوده!نمیدونم چرا اکثرا اینجوری گیرمن میاد،مثلا یکی 27.یکی32،یکی 35،یکی 26.واقعا عصبی ام.








علاقه مندی ها (Bookmarks)