باسلام مدیر سایت ممنونم ازتون.من پشت کنکوری هستم میخوان دوباره کنکور بدم پیام نو. قبول شدم نرفتم.شوهرمم طلبه هستن.ما تقریبا همسایه بودیم باهم سه سال پیش اقدام به خواستگاری کردن ولی پدرم مخالفت کردن مجبور شدیم رابطه داشته باشیم خلاصه که سال پیش ازدواج کردیم والان زیر یه سقفیم.من خیلی به شوهرم اهمیت میدم همه نیازشو براورده میکنم خیلی بهش محبت میکنم ولی فقط اگه بحثه احترام کردن باشه مشکل ندارم من خودم احترام ب پدرمادرو دوس دارم.ولی اقای مدیر وقتی ببنمون کوچکترین بحثی میشه زود بزرگش میکنه و زنگ میزنه به مادرش میگه واوناهم فک میکنن که الان پسرشون رو کشتم و زنگ میزنن منو دعوا میکنن ومنو تهدید ب طلاق میکنن. چند وقت باهام قهر میکنن

- - - Updated - - -

ودرضمن خیلی زود از کوره در میرن من عروسه یه سالم ولی تابحال چند بار از دستشون کتک خوردم و کبود شدم خیلی بددهن هستن باکوچکترین مسئله فحش میدن واقعا نمیدونم چیکار کنم تامیام یه کلمه چیزی بگم به مادرش میگه حتی سره خالش منو کتک زده وفحش داده من بخاطر طلبگیشون اصرا. ب ازدواج کردم فک کردم که خیلی مقرراتی وخداشناس باشن ولبی صدافسوس که اشتباه کردم......