سلام واقعا ممنون كه كمكم مي كنيد ... مشكل همسرم با پدر بر مي گرده به دوراني كه مجرد بوده پدر ايشون هيچ حمايتي از هيچ لحاظي ايشون و نكرده و هميشه از همه لحاظ همسرم و سركوب كرده... من از اول دوست نداشتم كه هر لحظه كنار هم باشيم اما هر كاري مي كردم كه به همسرم بگم نميشد همش اين ديد به وجود ميومد كه تو دوست نداري من پيشت باشم من به خاطر اينكه به تو توو اون خونه توهين شده اومدم بيرون و اين حرفا....
اگه خدا بخواد ما عيد عازم مكه هستيم و بعدش قصد داريم بريم دنبال برنامه هاي عروسي من كاملاً رو اين برنامه مسررم چون وقتي ميبينم نميشه از هم دور باشيم و هر كي بره خونه پدري خودش ترجيح ميدم هر چه زودتر بريم سر خونه زندگي خودمون در ضمن همسرم از اينكه من با برادرم توو يك واحد جدا زندگي ميكنيم مشكل داره و اين يكي از دلايلي هستش كه دوست نداره تنهام بذاره....
من كاملاً درك ميكنم كه شرايط همسرم سخته چون وقتي كه منم توو خونشون بودم همين حس و داشتم...
ولي در اين رابطه واقعاً هيچ راهي جز اينكه هر چه زودتر بريم خونه ي خودمون وجود نداره...
چند روزه سعي ميكنم حواسم كاملاً به رفتارام باشه و آروم باشم در برار حرفاش و تيكه هاش با اين كار يكم آروم شدم...
مي خوام سعي كنم خودم و قوي كنم و با دردو دل كردن اينجا خودم خالي كنم...
همسر من اخلاقاي خوب زياد داره كه باعث ميشه اخلاقاي بدش و نبينم...
اون خيلي مهربونه البته اگه نره رو دنده ي لجخيلي كاري و فعاله هميشه به فكر تفريح و خرج و مخارج من هست....اخلاقاي بدشم اينكه اگه از دستت ناراحت بشه خيلي دير ميبخشه و تا مدت ها تيكه ي كارت و بهت ميندازه...خيلي لجبازه و اين رفتارش باعث ميشه حتي روي احساسش به منم پا بذاره...







خيلي كاري و فعاله هميشه به فكر تفريح و خرج و مخارج من هست....اخلاقاي بدشم اينكه اگه از دستت ناراحت بشه خيلي دير ميبخشه و تا مدت ها تيكه ي كارت و بهت ميندازه...خيلي لجبازه و اين رفتارش باعث ميشه حتي روي احساسش به منم پا بذاره...

علاقه مندی ها (Bookmarks)