نقل قول نوشته اصلی توسط Mr DaNi نمایش پست ها
شما خیلی خلاصه صحبت کردید.با نامزدتون مشکل دارید؟چرا فک میکنید با اون خانوم به مشکل بر میخورید؟چند سالتونه؟چرا نامزد کردید؟یه کم ریزتر موضوع رو بشکافید.
اجازه بدید یه چیزی ازتون بپرسم:شما به نظر خودت با این افکارت آمادگی ازدواج رو داری؟
چرا وقتی با یکی قول و پیمان میبندی پای حرفت و قولت وانمیستی؟چرا با زندگی و آرزو و امید یه دختر که تمام آیندش و با شما دیده اینطوری بازی میکنی؟دوست داری یکی با خودت یا یکی از اعضای خانوادت اینکارو بکنه؟
به نظر من شما همیشه برای خانومی که به اصطلاح عاشقشی نقش یه زاپاس رو بازی کردی و میکنی.یه ذره به خودت اهمیت بده.عشق یه چیز دو طرفس.وقتی با وجود عشق بین شما دو تا به هر دلیلی به یکی دیگه بله گفته یعنی شما نقش زاپاس رو داشتی تا موقعیکه شخص بهتر پیدا بشه.چون هیچ کسی رو به زور مجبور به کاری نمیشه کرد.ایشون ازدواج کردن و شما هنوز همین نقش رو براشون ایفا کردی تا الان که طلاق گرفتن.یه ذره عزت نفس داشته باش.
به نظرم شما با نامزدتون ادامه بدید خیلی بهتره چون بعدها با اون خانوم به مشکل خواهید خورد.
سلام دوست عزیز
22سالمه
با نامزدیم مشکلی ندارم ولی حالم از خانواده ی نامزدم بهم میخوره.
نامزدم با اون دختر دوست صمیمی بودن و هستن البته فامیلم هستن.
این دوتا همیشه باهم بودن و قبلها من دوست داشتم با یکی از این دو تا ازدواج کنم.
پس از تصمیم قطعی که گرفتم متاسفانه اون دختر نامزدی شد و گفتم حالا که اوننیست این یکیرو بگیرم.
پس از گذشت مدتی از روی فامیل شدن دیگه من با اون دختر اس میدادیم.هم نامزد من و هم نامزد اون میدونه اس میدیم.
امااس های عاشقانه اخرشب.من چندباری تصمیم قیدشو بزنم اما متاسفانه نمیتونم.