سلام
ممنونم از دوستانی که لطف کردن نظر دادن
بنده هنوزم نتونستم پیشرفتی در این موضوع داشته باشم. خسته شدم و نا امید. گویی باید قید ازدواجوبزنم
تقریبا مطینم دارم تاوان گناهانمو پس میدم که شرایط ازدواجم جور نمیشه. من که زورم به تقدیر و خواست خدا نمیرسه
من هرکاری که از دستم میومد کردم. در بهترین دانشگاه صنعتی کشور تحصیل میکنم مشکل سربازی ندارم حتی به مدت یک سال سرکارم رفتم (کار مرتبط با رشته با حقوق نسبتا خوب) به امید اینکه فرجی بشه. اما نشد. به صورت سنتی وغیر سنتی اقدام کردم نشد..الان دیگه حوصله و انگیزه کار کردن ندارم کارو ول کردم سعی میکنم بچسبم به درسم. و تقریبا از ازدواج نا امیدم
شاید بهتر باشه اول با خدا به توافق برسم شاید کوتاه بیاد.
از نظر روحی خسته ام...








علاقه مندی ها (Bookmarks)