سلام.حرفا همتون درسته خب.من 4 ماه و نیمه ازدواج کردم اولا خیلی خوب بودمو اینگار نه اینگار اخه فک میکردم شوهرم خوبه بعد دوست بازیاشو خیلی از حرکات مجردیش اذیتم میکرد مجبور شدم دست به خشونت بزنمو جدی باهاش رفتار کنم الان دیگه خوب شده و به حرف گوش کن شده دیگه رفیق بازیو گذاشته کنار.بعد من فک کردم واقعا خشونت کارسازه برا چیزایه کوچیکم دعوا میکردم و میگفتم اینکارت بده اون کارت بده ولی احساس میکنم دارم از چشش میوفتمو میدونم کارم اشتباهه ولی شوهرم خیلی پروهه قشنگ حرفشو میزنه و شوخی شوخی توهینشو میکنه اصلا بعد انتظار داره من هیچی بهش نگم من از پروییش خیلی لجم میگیره احساس میکنم حتما باید جوابشو بدم ولی میدونم کارم اشتباهه ولی اینکه بخوام تو خودم نگه دارمو هیچی نگم برام خیلی سخته نمیدونم چجوری خوب بودنو به اون یاد بدم و خودم یاد بگیرم چجوری خوب باشم
- - - Updated - - -
بعضی موقع ها به خودم میگم ولش کن ساکت باشم هیچی نگم ولی سوءاستفاده میکنه حقمو میخوره شوخی شوخی توهین میکنه حرصم درمیاد








علاقه مندی ها (Bookmarks)