به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    اقای دیر وهاب ممنونم از نظرتون ولی در مورد این که نوشتین تا حدی نزدیک بشم..اخه مشکل اینجاست که در مجل کارم حیطه وظایف ما کاملا جدا هست از هم.. مثلا یکی از همکارها توی قسمت طراحی هست و از روز اول من مرتب متوجه نوع خاص رفتارش و توجه اش شدم ولی چون توی این سایت دیده بودم دخترها رو به درگیر نکردن ذهن دعوت میکرد و منم کاملا بی اعتنایی میکردم ...یعنی شاید به قول شما باید یه کم انعطاف میداشتم و نگاهش میکردم یه کوچلو وقتی میومد واحد ما... اخه زیادم میاد همین جوری بدون دلیل خاصی میاد با همکار کناری ایم که یه اقا هست و متاهله(نامزدن) گپ میزنه و هی بهش میگه تو بالاخره ازدواج کردی یا نه.. و یه بارم همکارم به شوخی گفت فلانی گلوش گیر کرده پیش ... من سرم توی کارم بود و یعنی من نمیفهمم چی میگین.. خلاصه ریس امونم خندید البته ریس امون خانمه... یعنی چه جوری بگم من حس میکنم نگاهش و رفتارش ... خب منم بهش حس خوب دارم ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم.. و مثلا این همکارم هی ازش تعریف میکنه قلانی خیلی خوبه و ادم درستیه.. این ها رو بلند میگه... من هم که روی سایلتنم و خودمو میزنم به کوچه علی چپ.. چون به نظرم دختر باید زندگیش بکنه و اونی که میخواد باید خودشو بکشه و بیاد مردونه بگه حرفش.... حالا این ها رو داشته باشین... بعد از اون ور میام توی دلم غصه میخورم... من توی ظاهرم و رفتارم کاملا ریلکس و عادیم ... چی کار میشه کرد؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده است .

    اقای نجار (پنجشنبه 28 اسفند 93)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 94 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    589
    سطح
    11
    Points: 589, Level: 11
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط یه دختر سرگردان نمایش پست ها
    اقای دیر وهاب ممنونم از نظرتون ولی در مورد این که نوشتین تا حدی نزدیک بشم..اخه مشکل اینجاست که در مجل کارم حیطه وظایف ما کاملا جدا هست از هم.. مثلا یکی از همکارها توی قسمت طراحی هست و از روز اول من مرتب متوجه نوع خاص رفتارش و توجه اش شدم ولی چون توی این سایت دیده بودم دخترها رو به درگیر نکردن ذهن دعوت میکرد و منم کاملا بی اعتنایی میکردم ...یعنی شاید به قول شما باید یه کم انعطاف میداشتم و نگاهش میکردم یه کوچلو وقتی میومد واحد ما... اخه زیادم میاد همین جوری بدون دلیل خاصی میاد با همکار کناری ایم که یه اقا هست و متاهله(نامزدن) گپ میزنه و هی بهش میگه تو بالاخره ازدواج کردی یا نه.. و یه بارم همکارم به شوخی گفت فلانی گلوش گیر کرده پیش ... من سرم توی کارم بود و یعنی من نمیفهمم چی میگین.. خلاصه ریس امونم خندید البته ریس امون خانمه... یعنی چه جوری بگم من حس میکنم نگاهش و رفتارش ... خب منم بهش حس خوب دارم ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم.. و مثلا این همکارم هی ازش تعریف میکنه قلانی خیلی خوبه و ادم درستیه.. این ها رو بلند میگه... من هم که روی سایلتنم و خودمو میزنم به کوچه علی چپ.. چون به نظرم دختر باید زندگیش بکنه و اونی که میخواد باید خودشو بکشه و بیاد مردونه بگه حرفش.... حالا این ها رو داشته باشین... بعد از اون ور میام توی دلم غصه میخورم... من توی ظاهرم و رفتارم کاملا ریلکس و عادیم ... چی کار میشه کرد؟
    خیلی سخت میگیرید نیازی نیست شما زندگیتو نو تعطیل کتید و اونو به زور بکشید سمت خودتون .شما وقتشه یه کم خلاقیت به خرح بدی و سرتو از لاک خودت بیرون بکشی. یه چیز مشترکی پیدا کنی .
    مثلا وقتی اون اومد پیش اون همکارتون نشست الکی بری از اون همکارتون یه سوال بپرسی در مورد کار سوالی که به اون آقا هم بی ربط نباشه سعی کنی اونم درگیر کنی توی سوالت مثلا از جواب این قانع نشدی و از این حرفا.
    خیلی کارا میشه کرد که دل پسرا رو به شک انداخت یه بسته شکلات بگیر بزار توی کشوی میزت خب.وقتی ایشون اومد به هردوتا تعارف کن .البته باید قبلش به همه تعارفی کرده باشی که نگن حتما به خاطر این خریده .دیگه خودتی که تشخیص بدی چه حوریه.
    سعی کن یه گیر توی کارت بندازی که فقط به دست این حل بشه . توی مسایل کاری
    کم کم باهاش ارتباط بگیر د رحدی که شخصیتت حفظ بشه
    یه کم روی این مسیله بیشتر فکر کن و ازش الکی نگذر
    باور کن اگر نگاهش بهت فرق داشته تا حالا دل بسته بهت شاید الان داره به تو فکر میکنه توی رویاهاش و منتظر اینه که جراتی پیدا کنه برای قدم محکم و اونو خودت باید بهش بدی .دیشبم بهت گفتم یه شب میبینی پیامک اومده روی گوشیت اولش فکر میکنی تبلیغاتیه ولی وقتی میری چکش کنی میبینی همون آقاس که گفته با خانواده مزاحمتون بشن برای آشنایی بیشتر .
    اونوقت همینجا باید یه کادوی ویژه به من و بقیه بچه های انجمن بدی و اون کادو چیزی نیست جز خوشحالی خودت .
    خدا کمکت کنه موفق باشی

  4. 3 کاربر از پست مفید Maxpayne تشکرکرده اند .

    اقای نجار (پنجشنبه 28 اسفند 93), امیر مسعود (پنجشنبه 28 اسفند 93), شیدا. (جمعه 29 اسفند 93)

  5. #3
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط یه دختر سرگردان نمایش پست ها
    و یه بارم همکارم به شوخی گفت فلانی گلوش گیر کرده پیش ... من سرم توی کارم بود و یعنی من نمیفهمم چی میگین.. خلاصه ریس امونم خندید البته ریس امون خانمه... یعنی چه جوری بگم من حس میکنم نگاهش و رفتارش ... خب منم بهش حس خوب دارم ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم..
    اگر تا این حد موضوع آشکار هست و همکارانتون هم متوجه شدند (منظورم این هست که شما اشتباه متوجه نشدید)،
    شاید بد نباشه از رییستون که خانم هستند کمک بگیرید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    danger (جمعه 29 اسفند 93)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 94 [ 01:39]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    589
    سطح
    11
    Points: 589, Level: 11
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط يه دختر سرگردان نمایش پست ها
    مرسي اقاي دير وهاب .. سعي ميکنم توي سال جديد اين پيشنهاد شما رو روش فکر کنم و ببينم چه کار ميشه کرد.. اين اقا خيلي با شخصيت و هميشه با احترام برخورد ميکنه و يه بارم توي راه پله ها اتفاقي ديدمش با لبخند بهم شلام کرد و بعدش ام با اين که موقع رفتن بود و کار تعطيل بود و ميتونست راحت بره خونه اشون.. الکي وايستاد دم در .. و تک تک بچه ها انگشت زدن و موقع خروچ چون اون دقيقا کنار در وايستاده بود از اونم خداجافظي کردن و تا نوبت من رسيد و وقتي داشتم از کنارش رد ميشدم گفتم خداحافظ و اون دوباره با لبخند گفت خسته نباشيد و خداحافظ و منم سرم زير بود که شنيدم يکي از دوستاش که بيرون بود با خنده صداش زد بيا ديگه ديوانه امون کردي.... اون لحظه خنده ام گرفت و رفتم ..... همش حس ميکنم دوستم داره.. هر وقت مياد توي واحد خيلي با همه مهربون برخورد ميکنه... من هم ته دلم خوشم مياد ازش ولي اصلا نه بلدم و نه دوست دارم کاري کنم...خانم شميم بهار از خوندن تايپيک شما هم کلي خوشحال شدم از اين که نوشتين تونستين راحت به دوستاي متاهل اتون بگين ... ار اين که شرايط مشابه اي داريم و ار اين که اين قد خوب حالمو درک کردين... من ميدونم پسرها هم خيلي گناه دارن و کلي مسوليت و سختي هست توي مسير رسيدن به دختر مورد علاقه اشون ... ولي دخترها هم اين جور وقت ها کاملا دستشون بسته استوو پسر ميتونه مردونه بياد حرف دلش بزنه اما دختر نميتونه هم بنا بر ذات دخترونه اش و هم بنا به عرف... من دلم ميخواد مجترمانه ازم تقاضاي ازدواج بشه .. نه اين که خودم رو به اب و اتيش بزنم.. ازدواج به هر قيمتي اصلا دوست ندارم... کاش همه چي سر جاش بود و مطابق طبيعت ولي خان شميم بهار راست ميگي و ظاهرااا بايد ما ها تغيير کنيم هر چند ناخوشايند
    اصلا فکر نکنيد خودتون رو به آب و آتيش بزنيد مثال هايي هم که زدم برات معنيش اين نيست که شما ازش خواستگاري کني . با اين نمونه هايي که فرمودي پسرايي که من ميشناسم اون آقا دلش پيشت گيره و فقط نياز به يه کم توجه شما داره براي درخواستش . فرهنگ و زمونه الان عوض شده اون آقا شايد خيلي سادس و پيش خودش يه فکرايي داره .شايد براش با توجه به برحورد شما خيلي دست نيافتني هستي و در حد يک رويا و آرزو براش هست نيازه شما با رفتارت به ايشون
    در مورد خودت اعتماد به نفس بدي يه کم دلش قرص بشه و بيشتر گير کنه .آحر حرفشو ميزنه. ايشون هم ازت خواستگاري میکنه يه خواهش ازت ميکنم من حال اون پسر رو درک ميکنم بلایی که سر من اومده شما سر اون آقا نیار پس جان هرکسي دوس داري با توجه به تمايل خودت هم نزار براش يه آرزوي دست نيافتني بموني و بعدا حسرتشو بخوري بزار براش آرزویی باشی که باید برات تلاش کنه تا بهت برسه
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا نمایش پست ها
    اگر تا این حد موضوع آشکار هست و همکارانتون هم متوجه شدند (منظورم این هست که شما اشتباه متوجه نشدید)،
    شاید بد نباشه از رییستون که خانم هستند کمک بگیرید.
    این کار درست نیست به نظرم هم شخصیت دختر خانوم پایین میاد هم پسر پر رو میشه (ببخشید اصطلاحی دیگه به ذهنم نرسید) باید بهش بفهمونه تلاش کنه به نتایج خوبی خواهد رسید
    ویرایش توسط Maxpayne : جمعه 29 اسفند 93 در ساعت 00:46

  8. 2 کاربر از پست مفید Maxpayne تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 29 اسفند 93), اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مهر 98 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    6,968
    سطح
    55
    Points: 6,968, Level: 55
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 39.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 145 در 78 پست

    Rep Power
    30
    Array
    عزیزم لازم نیس کار خاصی بکنی وقتی دیدیش(فک کنم زیاد میبینیش اگرم نه یه بهانه ای واسه تصادفی دیدنش جورکن)وقتی دیدیش با لبخند وارتباط چشمی خوب(چشاتم باید بخنده) باهاش سلام واحوالپرسی کن واگه چیزی گفت خیلی راحت وخوشرو چند کلمه باهاش گفتگو کن اینکارو بکن مطمئن باش اگه قصدش جدی باشه فورن میاد جلو انقد خجالتی نباش این زمونه معمولن خجالتی بودن رو به حساب سردوبی احساس بودن میزارن نه نجابت


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.