سلام ساراجان
اگه قول دادی باهاش زندگی کنی پس روی قولت بمون
راه حل توسازگاری بامادرشوهرته...یعنی به دست آوردن دلش ودرنتیجه گرفتن اعتماد شوهرت نسبت به خودت....درسته تاحالا باشوهرت بحث نکردی اما مطمن باش اون ازرفتارت میفهمه...ازیهویی سردشدن یا دلگیرشدنت...واسه همینه که اخم میکنه
ساراجان میدونم بعضی ازمادرها اخلاقهای خاصی دارن ومتاسفانه نمیدونن که باعث میشن زندگی پسرهاشون خراب بشه...مطمن باش توی دلش خوشبختی پسرش آرزوشه اکا متاسفانه روش درستی نداره...
ازش نباید زیاد انتظارداشت
شما جوونید وتحصیل کرده واهل مشاوره گرفتن پس ازشما انتظارمیره که رفتاربهتری رونشون بدید
بهش محبت کنید مثله مثله مادرتون...قربون صدقه اش برید...احترام زیادی بهش بزارید...مثلا اول واسه اون غذابکش وبگومادرجون بفرمایید...یامثلا مدام بگید شمامادراین خونه ای برکت این خونه ای...یه جورایی زبون بریز واسش
اینقدربهش محبت کن تا اونو باخودت همراه کنی...اینجوری بعد میبینی که تو میشه خانم اول زندگی همسرت
پس اول دل اون رو به دست بیارتا بتونی شوهرت رومال خودت کنی
مردها همشون همینجورن مادرهاشون روخیلی خیلی دوست دارن...فقط شوهرتونیست عزیزم!
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)