دوستان لطفا کمکم کنید
خیلی ناراحت هستم دیگه دوست ندارم با همسرم بحث کنم و از طرفی حرفها و کاراش یادم میاد نمیتونم بیخیال بشم و ازش دلخورم خیلی هم دلخورم ، امروز بهم پیام داد و جویای حالم شد اما هنوزه که هنوزه نمیتونم جواب بدم میترسم الان باز بهونه جویی کنه ایراد بگیره تحقیر و سرزنشم کنه و باز دعوا و بحث . دارم ازش زده میشم . فکر اینکه بخوام برم خونشون ازارم میده ، انگار اون نمیخواد منو درک کنه بفهمه تو دنیای دخترانه من چی میگذره متاسفانه اون با خانواده اشم بد صحبت میکنه احترام اونا رو هم نگه نمیداره خیلی واضح به مامانش میگه به شما مربوط نیست درحالی که من بهش گفتم احترام مادرتو داشته باش عمری بزرگت کرده زحمتتو کشیده . من دختری بودم که شاد و با نشاط بودم اما از وقتی ازدواج کردم گوشه گیر شدم و مهمونی میریم یه گوشه میشینم و تو هیچ بحثی شرکت نمیکنم همه میگن تو چرا اینجوری شدی خیلی مظلوم ناراحت هستی . غصه میخورم چون از نظر همسرم سر تا پام پر ایراده چون وقتی پیش همیم دعوا وقتی دوریم دعوا کافیه بدونه بیرون هستم و رفتیم تفریح دیگه بهونه های الکی میگیره تا زهرمارم کنه در حالی که میگه من خوشی تو میخوام . منی که پر ایراده رو میخواد چکار منی که شخصیتی برام نمونده غروری برام نمونده بمونم پیشش چکار .منی که به طریق های مختلف بهش ثابت کردم دوستش دارم اما بازم میگه تو منو دوست نداری تو منو نمیخوای . چطوری در کنار کسی باشم که حرفهامو قبول نداره و جای منم قضاوت میکنه و تصمیم میگیره . تو رو خدا کمکم کنید الان چه رفتاری صحیحه که داشته باشم ؟ ؟؟؟؟