سلام به همه دوستان
بازم حالم خوب نیست گفتم بیام اینجا درد دل کنم، با خانواده صحبت کردم برای اینکه خب حالا که شرایط ازدواج نیستش اوکی ولی حداقل بهم کمک کنن تا برم خونه خودم تا تنها زندگی کنم ولی بازم قبول نکردن میگن خانواده مثل زنجیر میمونه نمیشه که یکی بخواد خودشو جدا کنه .ولی برای من خیلی سخته دلم میخواد مستقل زندگی کنم ، برای ازدواج که هیچ کاری نکردن برام حداقل برم برای خودم یه جای مستقل و تنها زندگی کنم . نمیدونم از یه طرف نمیخوام خانوادمو آزار بدم ولی از یه طرف دیگه حتی از خودمم خسته شدم . مغزم انگار میخواد بپاشه از هم ، نمیدونم شاید افسردگی داره غلبه میکنه به من یا شایدم شخصیتم خیلی ضعیفه ، ولی فکر میکنم که این حق منه که بخوام تو ۲۸ سالگی زندگی خودمو داشته باشم. کسی اینجا کمکی نداره برای من ، مرسی
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه
چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
علاقه مندی ها (Bookmarks)