فکر کنم میفههم چی میگی مینوش جان، تنها تفاوت من با تو اینه که ایشون خودش به سمت من اومده و از طرف من تلاشی صورت نگرفته بود و من رو ستایش میکرد و بهم میگفت تو خیلی بیشتر از اونی هستی که آدم فکرشم بکنه و هر کس باید آرزوش باشه که تورو داشته باشه و من خوشحالم که سهم توام ، هر چند من هیچوقت چنین تصوری از خودم نداشتم یا نه به این شدت هیچوقت حس نکرده بودم .
خلاصه با همه اینها که بود و داشت و بهم میداد دیونه م میکرد و تا عرش بالام میبرد و کم کم حس کردم انگار عشق یعنی همین . منم مثل تو با دو دو تا چها رتاهایی که میکردم میرسیدم به همین نتیجه ای که تو رسیدی یعنی ارزشمندی زندگی هرچند گذرا با اون. هیچ روند غیر عادی و بدور از عرف و شرعی هم در کار ما نبود. وتنها قدمی که من برداشتم تأکید برارزشمندی های او و این زندگی و ساده گرفتن کار بر او بود همانطور که دوست داشت همه چیز را برگذارکرد.
البته دوست داشتم همونطو خلاصه که گفتم برات روشن میشد وقتی میگم از نوشته هات صدای خودمو میشنوم یعنی چقدر و نتیجه ای که گفتم برات بیشترملموس میشد تا بهتر درک میکردی که وقتی میگم از دور منظورم دور فیزیکی نیست که بگی نمیشد بلکه دور عاطفی و نسبی ، اینجاست که تو با همون درصد کم و زیبای اینجور آدمها سرو کار داری تا با اون درصد بالای ناخوشایندشون که کمتر در اون جایی برای تو هست و در واقع به تو نیاز دارن تا خودشون بشن، از تو کمتر حرفی میمونه و اونهان که حرفهایی برای گفتن دارن و البنه خریدارهم...آه دیگه اونوقت خیلی دیره برای اینکه بگی منم...دیگه این دید رو نداری که همین قدر با ارزش بود بسه دیگه بیشتر هم نشه نباختم... بازنده تعریفش عوض نمیشه، شاید در بهترین حالت حتی چیزهای بیشتری برای باختن داشته باشی. دوست من حرف دلم رو گوش کن
- - - Updated - - -
امیدوارم مشاوره گرفتن تخصصی رو به تعویق نندازی ، راستش فکر میکنم مشاور خوب هم جدای از اون قابلیتهای حرفه ای که مسلما از بین اون افراد معتبر انتخاب میکنی بیشتر یه امر سلیقه ای باشه یعنی باید یه چندتارو انتخاب کنی جلسه معارفه ای باهاشون داشته باشی ببینی کدوم بیشتر به دلت میشینه و میتونی باهاش راحتتر باشی . دیگه ریش و قیچی رو به اصطلاح بسپری دست خودش تا رها شی و خودتو پیدا کنی که متعاقبش همه چی پیدا میشه![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)