اگر از ترس اینکه مخالفت کنن الان بهشون نگید پس کی بگید؟ بعد هم بهرحال اونا خیر و صلاح شما رو میخوان و میتونن اون زوایایی رو که ممکنه از دید شما مخفی بمونه بهتون نشون بدن تا با آگاهی بیشتری برید جلو یا کنسل کنید ولی نهایتا این زندگی شماست و عواقب خوب یا بد تصمیمتون در درجه ی اول متوجه خودتونه و خونواده نمیتونن شما رو مجبور کنن.
از طرف دیگه حتما سعی کنید با مشورت با افراد آگاه مثل مشاور یا افرادی که شبیه شما بودن ، با صبر پیش برید تا خدای نکرده دچار پشیمونی نشید.
به خونواده هم صمیمانه موضوع رو بگید. اگر باهاتون موافق هم نباشن ، حداقل اینه که موضوع بعدا براتون بزرگتر نمیشه چون مطمئنا خیلی ناراحت کننده است که پدر و مادر اصلا در جریان ازدواج فرزندشون که براش زحمت کشیدن و دلسوز اون هستن قرار نگیرن و دیر بفهمن. بعد هم خونواده در شرایط دشوار به کمکتون میان.
فقط همه ی جوانب رو بسنجید. احساسات ممکنه الان باعث بشه بعضی واقعیت ها رو نبینید. و وقتی تب عشق کم تر شد، تازه متوجه بشید. من نمیگم دارید اشتباه میکنید.چون ممکنه اون خانوم و شما خیلی هم خوشبخت بشید؛ ولی با توجه به موقعیت شما که از دو فرهنگ و موقعیت متفاوت رشد کردید و بزرگ شدید، حتما باید از عمل کردن براساس احساسات و عجله و ... پرهیز کنید و با چشمایی کاملا باز حرکت کنید.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)