سوال – جوان 27 ساله ای هستم که بعلت نداشتن کار و در آمد کم قادر به ازدواج نیستم اما پدر و مادرم به این امر اصرار دارند . در صورتی که درآمد من در حد اجاره خانه بیشتر نیست . می گویند که شما ازدواج کن ، خدا خودش روزی رسان است . من که از 6 صبح تا 8 شب سرکار هستم ، خدا از کجا می خواهد روزی من را برساند ؟ راهنمایی بفرمایید .



پاسخ – پس این آیه یعنی چه ؟ می فرماید : اگر شما تکلیف خودتان را انجام بدهید و تقوا پیشه کنید از آن راهی که خودتان گمان نمی کنید به شما رزق و روزی می دهیم . اگر قرار بود که من حساب و کتاب بکنم پس چرا خدا این آیه را با وحی فرستاده است ؟ اگر من همه چیز را بفهمم ، پس جای وحی کجاست ؟ من نظر پدر و مادر ایشان را ترجیح می دهم .از سوال مشخص است که ایشان انسان بی عرضه ای نیستند و اهل کار هستند . اهل دین و دیانت هم هست که خانواده اش می خواهد از گناه کردن ایشان جلوگیری کند . فرض کنیم شما الان ماهی سی صد هزارتومان می گیرید ، چه بسا وقتی شما ازدواج کردی ، کارت عوض بشود یا حقوقت بالا برود . اگر ایشان ازدواج نکرد و در وادی گناه افتاد ، آیا این پول کم و گناه در زندگی او برکت است ؟ چرا به این فکر نمی کند ؟ ممکن است که ایشان بعد از ازدواج زندگی اش با سختی بگذرد ولی زندگی با سختی بدون گناه بهتر است از زندگی با رفاه نسبی و با گناه . خیلی ها می گویند که ما می خواهیم ازدواج کنی ولی پدر و مادر نمی گذارند . این پدر و مادر که آماده هستند ، قطعا می توانند کمی کمک کنند . دیگران هم کمک کنند . شاید به برکت ازدواج شغل ایشان عوض بشو و با همین ساعات کاری پانصد هزار تومان بگیرند .



****************


سوال – جای تدبیر در زندگی کجاست ؟ شما می گویید که قرآن می فرماید که ازدواج کنید ، از جایی که شما گمان نمی برید روزی شما می رسد .


پاسخ – تدبیر یعنی تنبلی نکن . به اندازه ی توان و تخصص خودت کار بکن و نتیجه را به خدا واگذار کن . ما بارها دیده ایم که عزیزانی بخاطر جلوگیری از گناه ازدواج کرده اند ، خانه دار و ماشین دار و بچه دار هم شده اند و هنوز هم کار اول شان را دارند و تغییر شغل نداده اند . و خودشان هم نمی دانند که اینها را از کجا بدست آورده اند . تدبیر معنایش این نیست که من بجای خدا تصمیم بگیرم . تدبیر یعنی بر اساس داشته های خودت تلاش کن و تنبلی نکن ، از توان و تخصص خودم استفاده کنم .



****************


سوال – من دختر 23 ساله و دانشجو هستم . هنوز ازدواج نکرده ام . خیلی سعی کرده ام که انتخاب بشوم ، دعا هم کرده ام ولی نمی دانم چرا انتخاب نمی شوم . احساس می کنم که هیچ وقت ازدواج نمی کنم . فکر می کنم که اگر دوست پسر بگیرم حداقل چیزی را شبیه به ازدواج تجربه می کنم . می دانم که ا ین کار درست نیست ولی نمی دانم چکار بکنم ؟


پاسخ – یکی از عواملی که دختر خانم ها مورد توجه قرار نمی گیرند اخلاق خودشان و خانواده شان است . اگر دختران و خانواده ها اخلاق خوبی داشته باشند حتی برادر و خواهر این دختر خانم . اگر اینها اخلاق خوبی داشته باشند و اینکه به دیگران نفع برسانند . اگر این دختر خانم با همه ی خانمهای اقوام خوشرو باشد و هر کجا می روند دست کمک داشته باشند . اگر خانه ی عمه رفت ، برای سفره انداختن ، جمع کردن و جارو کردن کمک کند . اگر اهل کار باشند و هنرمند باشند و اخلاق خوبی هم داشته باشند ، هر جا صحبت از ازدواج بشود این دختر معرفی می شود . اگر این دختر سر تا پایش را جواهر بریزند و انواع آرایشها را هم داشته باشد اگر خودش و خانواده اش اخلاق بدی داشته باشند حتی اگر خاله اش برای پسرش دنبال دختر بگردد به او فکر نمی کند . پس یکی ازعلتهایی که دختری مورد توجه قرار نمی گیرد بخاطر اخلاق بد است و دیگری بخاطر تنبلی خودش و اطرافیانش است . دختر 23 ساله خیلی هم ازدواجش دیر نشده است که ایشان ناامید شده اند . عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم . چه بسا خدا ایشان را برای یک موجود مناسب امام زمان پسند نگه داشته است . دیگر اینکه وقتی ایشان خودش اعتراف می کنند به اینکه رابطه ی دختر و پسر گناه است ، حتی گفتن این گناه هم بد است . مگر ما می خواهیم که شما به زور بنده ی خدا باشید ؟ شما که گناه می کنی اول خودت را بدبخت می کنی و به خودت ضرر می زنی . فرض کنید که شما یک روز ، یک ساعت با یک پسر دیده بشوید ، فردا هر خواستگاری که بیاید شما ناراحت هستی که نکند از ارتباط تو با آن پسر با خبر بشود . یک عمر ناراحت هستی که مبادا کسی از این رابطه با خبر بشود . آیا این درست است که انسان برای خودش تشویش درست کند ؟ خدایا به فاطمه ی آبروی زهرا عفت فاطمی و عصمت فاطمی به همه ی مومنین و مومنات عنایت بفرما .



****************


سوال – من پزشک متخصص هستم . به خدا و ائمه اعتقاد دارم و همیشه سعی می کنم که در طبابتم خدا را در نظر داشته باشم و تابه حال به فضل خدا موفق بوده ام. وقتی بیمار من یک مرض صعب العلاج دارد و می پرسد: چرا من ؟من در جواب می مانم. البته توضیح می دهم که اینها امتحان خداست و شفا و بیماری دست خداست. اصل زندگی آن دنیاست و ... ولی وقتی بیمار می گوید که من پول ندارم و هزار تا مشکل دارم، چرا باید من گرفتار باشم ،نمی دانم چه بگویم؟ بعضی وقت ها فکر می کنم که درست است که دنیا به اندازه ی یک بعدازظهر بیشتر نیست ولی چرا بعضی ها باید با این سختی زندگی بکنند و زندگی سختی را تجربه کنند؟ وقتی اطرافم را می بینم :کسانی که کارهای بد می کنند، دارند راحت زندگی می کند ولی هر آدمی که بهتر است مشکلاتش هم بیشتر است. خیلی کتاب خوانده ام ولی هنوز توجیه نشده ام، راهنمایی بفرمایید.


پاسخ – بعضی ها می خواهند فقط کار مرتبط به خودشان را انجام بدهند یعنی پزشک فقط می خواهد طبابت کند و معلم فقط می خواهد درس بدهد ولی دین ما می گوید:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که درآفرینش زیک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

اگر من پزشک ،راننده، روحانی و... هستم وقتی یک انسان دردمند را می بینم نباید بی تفاوت باشم. پیامبر فرمودند: هر کس صبح کند و به فکر گرفتاری مسلمانان نباشد مسلمان نیست. ایشان اقتضای مسلمانی و انسانیت خودشان را فراموش نکرده اند
وقتی که در محاسبات مان سه عنصررا پر رنگ ببینیم این طور قضاوت نمی کنیم. ما در محاسبات مان باید در نظر بگیریم که بنده ی خدا هستیم، درخوشی و ناخوشی، در فقر و پولداری ،یک وجودی است که آفریدگار ماست و ناظر است و دارد ما را نگاه می کند. با این دید، درد ما کمتر می شود. تا وقتی ما خدا را داشته باشیم در مورد دارایی دارندگان و نداری ندارندگان قضاوت نمی کنیم. یعنی بدانیم که ما از چشم خدا دور نیستیم و از صفحه ی مونیتور خدا پاک نشده ایم و تمام لحظات زندگی ما در محضر خداست. دیگر اینکه ما آخرتی هم داریم. بعضی می گویند: کسانی که خدا ندارند همه چیز دارند و کسانی که خدا دارند ،مادیات ندارند. ما باید در معادلات مان آخرت را داشته باشیم .فقرایی که بر فقرشان صبر کنند( البته نه به این معنا که گدایی کنند بلکه تلاش خودشان را بکنند ولی بر فقرشان راضی باشند و خدا را محاکمه نکنند)،بیمارهایی که بر بیماری شان صبر کنند، و بطور کلی کسانی که بر امتحان شان صبر کنند، بی حساب و کتاب به بهشت می روند. وقتی فردی دارایی نداشته، نیاز نیست که جواب آنرا بدهد. یعنی نسبت به چیزهایی که نداشته بی حساب و کتاب به بهشت می رود. این افراد در قیامت اعتراض نمی کنند که چرا بی حساب و کتاب به بهشت می روند. پس در دنیا هم نباید اعتراض کنند که چرا من ؟ پس نباید خدا و آخرت در محاسبات ما کم رنگ بشود. فردی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت که ما پول نداریم ولی شما را داریم. امام سوال کرد که آیا حاضری از محبت ما دست برداری و بجای آن بر سرت جواهر بریزند ؟او گفت: نه. امام فرمود: پس تو سرمایه دار هستی. پس ارزش خدا و اهل بیت بیشتر از طلا و جواهرات آنهاست. دیگر اینکه باور داشته باشیم که ویژگی این دنیا، پس دادن امتحان است. دنیا خوابگاه و تفریحگاه نیست بلکه مدرسه است. اساس دنیا برای تعلیم و تربیت است البته خوابگاه، بوفه و رستوران هم دارد. اگر این سه تا باور را پررنگ کنیم(خدا ،آخرت و دنیا محل امتحان)،برای سوالات بالا پاسخ خواهیم داشت. یعنی تمام سختی ها و نداری ها قابل توجیه است. اگر این سه باور را پاک کنیم نمی توانیم سختی ها را تحمل کنیم. حضرت نوح داشت کشتی می ساخت و همه به او متلک می گفتند. خدا فرمود: خدا تو را می بیند، صبر کن. پس خدا هست، ما را فراموش نکرده است ،آخرتی هم هست و دنیا ظرفیت ساز است و محل استراحت نیست. به مشکلات بزرگ بگویید: خدای بزرگی دارم، آخرت زیبایی دارم و در دنیا ظرفیت سازی زیبایی دارم. در برابر مشکلات همدیگر را تسلی بدهیم تا آرام بشویم و اگر می توانیم کمک هم بدهیم تا مشکلات حل شود. اگر فردی شکایت کند و ما هم شکایت مان را روی آن بگذاریم و به جنگ خدا برویم، دل های مان تاریک می شود زیرا باورها را در دل های مان خاموش کرده ایم. ولی اگر فردی مشکلش را گفت و شما او را امیداور به خدا و قیامت و حل مشکل کردید ،چراغ ایمان روشن می شود.



****************



سوال – وظیفه ی فرزندان وقتی پدر و مادر دعوا می کنند چیست ؟ بارها و بارها امر به معرف و نهی از منکر کرده ام اما اثری نداشته و مادرم از من راضی نیست،می گوید که اگر تو از من دفاع بکنی این مشکلات پیش نمی آید. اما من می ترسم که از مادرم دفاع کنم و پدرم ناراحت بشود و مرا نفرین کند. زندگی ام مختل شده است و نمی توانم درس بخوانم، راهنمایی بفرمایید.


پاسخ – هیچ زن و شوهری نیستند که با هم اختلاف نداشته باشند ولی باید هنر به خرج بدهند. و اختلافات شان را جلوی فرزندان بروز ندهند. زیرا فرزندان دچار تعارض و مشکل می شوند. آنها می توانند در خلوت شان با هم جر و بحث کنند. وقتی پدر و مادر در بین فرزندان دعوا می کنند آسیب زیادی به آنها می رسد. دعوا کردن در جلوی فرزندان مثل دو تکه کردن آنهاست زیرا آنها هم متعلق به پدر و هم متعلق به مادر هستند. پس شما دارید فرزندان تان را تکه و پاره می کنید. اگر دعوای پدر و مادر دعوای ساده و لفظی است فرزندان محل را ترک کنند. زیرا فرزند نمی تواند قاضی خوبی برای پدر و مادر باشد. پس فرزندان به سراغ کار خودشان بروند تا پدر و مادر مشکل را حل کنند. اگر دعوای پدر و مادر بالا گرفته است ، فرزندان کاری کنند که دعوا ختم بشود. یعنی از هیچ کدام طرفداری نکنند و فقط دعوا را تمام کنند. اگر دعوای پدر و مادر به جاهای باریک کشیده شد، از بزرگترهای دیگر کمک بگیرند. در هر صورت فرزند خیلی نمی تواند قاضی خوبی برای پدر و مادر باشد. فرزندان می توانند مشورت هم بکنند.



****************




سوال – بسیاری از والدین هیچ تناسبی با آنچه که اسلام برای آنها ترسیم کرده است ندارند. نمونه اش پدر من است. وقتی ایشان می خواهد به خانه بیاید من و مادرم از ترس بداخلاقی ،بددهانی و دست بزن های او لرزه بر اندام مان می افتد. من نمی دانم چرا خداوند با اینکه می دانسته چنین افرادی می خواهند پدر و مادر بشوند، دستور اطاعت به آنها را داده است؟


پاسخ – ما یک شخص پدر و مادر داریم و یک جایگاه پدر و مادر داریم. شخصیت پدر و مادر مربوط به خودشان است.یعنی اگر پدر درست عمل کند به بهشت می رود و اگر اشتباه عمل کند به جهنم می رود. به صرف اینکه من پدر و مادر هستم، امتیازی ندارم. جایگاه پدر و مادری ،امتیازی برای فرزندان است. خدا یک ناودان رحمت دارد. خداوند از باب لطف ،کرم و عدالتش این شعبه ی رحمت را در هر خانه ای گذاشته است. اگر کسی پدر و مادرش حتی منافق باشند، باز آنها جایگاه خودشان را دارند. اعمال پدر و مادر به خودشان ارتباط دارند. اگر فرزند به این جایگاه احترام بگذارد به بهشت می رود. حتی اگر پدر و مادر بد باشند. این جایگاه یک امتیازی برای فرزندان است.
معمولا گنج را زیر خاک می گذارند و می گویند که اگر اژدهایی روی آن باشد باید هرجوری هست به گنج دست پیدا کنید. اگر پدر و مادر شما کافر و ملحد باشند، از اژدها بدتر نیستند. زیر حفظ جایگاه این پدر و مادر بهشت و رحمت است. شمر جهنمی است ولی حتی خدا بچه ی شمر را از این رحمت محروم نکرده است یعنی اگر بچه ی شمر به پدرش یک لیوان آب داده باشد ، خداوند به خاطر این جایگاه، به بچه ی شمر هم لطف می کند. بهشت زیر پای مادر است یعنی مادر من هر کسی که باشد ،اگر به او خدمت کنم به بهشت می رسم. ممکن است که مادر به بهشت نرسد ولی فرزند بخاطر احترام گذاشتن به آن جایگاه ،به بهشت برسد. این لطف خداست. اگر می خواستند بگویند که پاداش خدمت به پدر و مادرهای خوب بهشت است ،این دیگر نیازی به دستور خدا نداشت. هر کس پدر و مادرش خوب باشد عقلش هم می گوید که باید به آنها محبت کرد. راز این است که اگر ما پدر و مادر خوب نداریم خداوند نمی خواهد که ما از این گنج محروم بشویم. در واقع اطاعت از پدر و مادر، اطاعت از خداست. البته این اطاعت در راستای اطاعت خداست (اگر پدر و مادر فرزند را امر به معصیت بکنند اطاعت شان واجب نیست). اطاعت باید مطلق( چه پدر و مادر پولدار باشند چه فقیر، زنده باشند یا مرده یا ...) باشد و خدمت هم باید مطلق باشد. پس ما باید از پدر و مادر اطاعت کنیم تا به آن گنجی که زیر پای پدر و مادر است برسیم.


****************

سوال – هر وقت که کارشناسان از فضیلت انفاق در راه خدا می گویند، دل من به درد می آید. من و همسرم گرفتار فقر و بدهکاری های فراوان هستیم که رهایی از آنها برای ما آرزو شده ،چه برسد به انفاق و کارهای خیر. بعضی وقت ها می گویم که چه می شد خداوند از فضل بی نهایت خودش به من هم ثروت فراوان می بخشید تا آنها را در راه خدا و خیر خرج کنم، نمی دانم که ما چه گناهی کرده ایم که دچار این امتحان شده ایم؟


پاسخ – همچنان که فقر امتحان است ثروت هم امتحان است. هر کس باید در امتحان تکلیف خودش را پیدا کند. تکلیف پولدارها انفاق است و تکلیف فقرا صبر است. آیا الان این خانواده به تکلیف خودشان عمل می کنند؟ اگر من بخواهم پولدارها را زیر سوال ببرم در واقع به تکلیف خودم عمل نکرده ام. و اگر هم پولدار بشوم به تکلیفم عمل نمی کنم. امتحان فقیرها ساده از پولدارهاست. فقرا زودتر از پولدارها به امتیاز می رسند زیرا هر مستمندی که به پولدارها مراجعه کند آنها باید به او کمک کنند ولی مستمندان به فقرا مراجعه نمی کنند. فقرا با آرزوی انفاق در راه خدا به امتیاز می رسند .فقرا بعضی از صفات بد پولدارها مثل تفاخر، تجمل و اسراف را ندارند.
پس امتحان فقرا آسان تر از پولدارهاست. پس ما باید به تکلیف مان توجه کنیم. امتحان فرد معلول راحت از فرد سالم است زیرا فرد معلول با آرزوی نیت های خوب ثواب آنرا می برد و تفاخر فرد سالم را ندارد. پس صبر کنند و آرزوی نیت های خوب را بکنند. سوالها فقر خیلی آسانتر از ثروت است و هر کس به این سوالات زودتر جواب بدهد در قیامت سربلند تر است. داریم که خداوند در قیامت از فقرا عذرخواهی می کند. ظاهر امتحان فقرا تلخ است ولی برکات زیادی دارد. ظاهر امتحان پولدارها شیرین است اما باطن آن سخت است.


پاسخ دهنده به سوالات: حاج اقای ماندگاری