سلام مجدد
ببینید شما کارهای زیادی برای همسرتون کردین...خب درسته.با این قضیه هیچ کس مشکلی نداره...دستتون هم درد نکنه .اما الان دو حالت به وجود میاد :
1.یا شما به طور افراطی به همسرتون محبت کردین و خرید و مسافرت و هواپیما و .......
2.یا شما جنس محبت کردن به ایشون رو با توجه به خصوصیات اخلاقیش نشناختید.
بیایم مورد یک رو بررسی کنیم:
در این مورد وقتی یکی از طرفین به طور افراطی و بدوون مرز و کنترل به طرف مقابلش محبت میکنه، باعث ایجاد نوعی توقع در اون میشه.مثلا کسی که تا به حال هواپیما سوار نشده ، نباید به یه پرواز انچنانی فرستاد جایی..چرا؟چون در این صورت یا فکر میکنه زیادی ادم مهمیه و یا همیشه بیم این رو داره که اگر همسرم من رو دفعه بعد با یک چیز سطح پایین تر بفرسته، یعنی میخواد محبتش رو از من دریغ کنه.
پس حالت تدافعی درش ایجاد میشه....میبینید که در هر صورت اینپجا شما متضرر میشید.(تاکید میکنم که من فقط دارم در مورد خصوصیات اخلاقی همسر شما و براساس نوشته های شما نظر میدم. و ممکنه کسی دیگه با شرایط همسر شما باشه ولی اینها در موردش صدق نکنه)
حالت دوم چیه...:
شما باید بدونید همسرتون از چه جور محبتی خوشش میاد...و این یک هنره....اقایی بود که همیشه فکر میکرد چون خانمش از فلان عطری که اقا میخره براش تعریف و تمجید میکنه ، همیشه براش در مناسبتهای مختلف همون رو میخرید.یکروز که دعواشون شد تو دعوا خانم به اقا گفت:
- خانم:حالم از عطرهایی که میخری بهم میخوره و من نسبت به بوی اون عطر الرژی دارم.
- اقا: پس چرا همیشه ازم تشکر میکردی؟اصلا بشکن دستی که نمک نداره!
-خانم:وقتی میدیدم تو با ذوق اون عطرو میخری دلم نمیخواست بهت ضد حال بزنم.
میبینید...؟این یک مثال از کسیه که نوع محبت کردن به شخص مقابلش رو نشناخته.....ممکنه در این زمینه هم خیلی خرج کنه (مثل شما که همسرتون رو با هواپیما میفرستید مسافرت) اما جواب نمیده چون طرف مقابل با این چیزا راضی نمیشه......
شما الان سه تا فرزند دارید......پس به خاطر اینده و حفظ ارامش بچه ها باید شرایط و جو خونه رو اروم نگه دارید و اوضاع رو متشنج نکنید.
من در وهله اولم در مورد شخص شما نظرم اینه که شما کمی تند هستید....این رو از نوع نوشتن شما فهمیدم.....و اینکه زود برافروخته میشید.
اول از خودتون شروع کنید.اگر شما تغییرات مثبت در خودتون ایجاد کنید خیلی راحت میتونید اونا رو هم به همسرتون منتقل کنید.
مثلا نوشتید که وسط ظهر چراغا روشن بوده و ......بله سراف کار بدیه...چه شرعی چه انسانی چه اخلاقی.....اما اصلا موضوعی نیست که بخواد انقدر شما رو بهم بریزه....پس شما باید دوز حساسیتتون رو در این زمینه بیارید پایین.....
انقدر سعی نکنید زندگی رو دو دو تا چهارتایی ببینید....این دید اذیتتون میکنه.
اینکه بیایم و برای شما دو تا ستون ایجاد کنیم و یه طرف بنویسیم وظایف زن و یکطرف وظایف مرد....جواب نمیده.
اما یک چیز رو یواشکی داشته باشید : از لحاظ شرعی زن وظیفه پخت و پز و خیاطی و تمیز کردن و ....در منزل نداره.زن باید صرفا از همسرش تمکین عام و خاص کنه.
اگر هم زنی این کارو میکنه داره به نوعی محبت میکنه.این حرف شخصی من نیست.الان تو دادگاه برید و بگید همین رو بهتون میگن....
زندگی که در اون عشق و محبت باشه خیلی وقتا زن کار مرد رو میکنه و خیلی وقتا مرد کار زن رو......
این رو هم اضافه کنم فهمیدن اینکه وظایف چی هستن و ...کمکی به شما در حل مشکل شانزده ساله شما نمیکنه
در مورد چراغ روشن بودن باز میتونم یه چیزی اضافه کنم اونم اینکه خب متاسفانه زنها زیاد چشم رو هم چشمی دارن و همچنین دوست دارن همسرشون لارج ترین ادم روی زمین باشه....
شاید همسر شما ترسیده خواهرش بره بگه فلانی خسیسه و .....و شاید به نوعی فخر فروشی بوده.....در واقع با شما مخالفت نکرده و نگفته دوست دارم...دلم میخواد...همینیه که هست.....روشن کردم که کردم خوب کردم......گفته بذار بره باشه......
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)