سلام دوست عزیز،دوستان نظرات جالب و دقیقی دادن اما در مورد راهکار به نظر من شما نیاز به اندکی شناخت بیشتر از روحیات اقایون و نحوه ی تاثیر پذیریشون از مسایل دارین.قبل از هر چیز بگم که قصد من سرزنش یا مقصر جلوه دادن شما نیست اما از اونجایی که در اینجا فقط به شما دسترسی داریم روی صحبتم با شماست:
1.دست از شخم زدن گذشته بردارین مگر درمواردی که بخاین خوبیهای همسرتونو در رابطه با هر موضوعی براش یاداوری کنید(ایجاد احساس ارزش به صورت عملی)
2.همسرتون و خانواده اش رو همین طور که هست بپذیرید(برای ماخانمها واقعا سخته ولی حیاتیه)
3.کمی هم از دریچه دید همسرتون به وقایع نگاه کنید ،ایشون چند بار علی رغم مخالفت درونی که با موضوع رفت و امد داشتن حالا به هر دلیلی با احترام به قولی که بهتون دادن،شما رو بردن و شما به جای قدر دانی از مدت اندکی که اونجا سپری کردید یا رفتار همسرتون گله مندید به این ترتیب ایا انتظار دارید بازهم رغبتی به همراهی شما در این مورد داشته باشن؟ نکته دیگه ای که به چشم میاد شما بر این موضوع که در روز خواستگاری قول داده و باید انجام بده پافشاری میکنید یعنی به نوعی احساس ارزشمندی حاصل از انجام این کارو در ایشون از بین میبرید همون طور هم که میدونید اقایون اگر احساس نکنن کاری که انجام میدن حالا در هر سطحی و با هر کیفیتی ارزشمنده دیگه برای انجامش راغب نخواهند بود
4.درسته که روابط دوستانه اهمیت داره(من خودمم ادم فوق العاده اجتماعی هستم)اما همسرتون باید همیشه و همه جا اولویت اولتون باشه اونم نه با منت یا اجبار باور کنید اگر این احساس به همسرتون القا کنید خیلی از مشکلاتتون حل میشه
5.مردها گاهی ناخواسته دامهایی پهن میکنن که مطمین شن همسرشون بهشون اتکا میکنه یا نه ،سوالاتی از قبیل مامانت کادوهاشو بده و غیره،حواستون باشه دم به این تله ها ندین
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)