برادران يوسف وقتی میخواستند يوسف را به چاه بيفکنند
يوسف لبخندی زد !
يهودا پرسيد: چرا خنديدی ؟ اين جا که جای خنده نيست !
يوسف گفت : روزی در اين فکر بودم که چگونه کسی میتواندبه
من اظهار دشمنی کند با وجود
اين که برادران
نيرومندی چون شما دارم !
اينک خداوند همين برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غير از خدا
تکيه گاهی نيست !و اين
چاه نشينی
امروز من تاوان تکيه دادن به خلق خداست.
دوست عزیز تنها تکیه گاه خداست امیدتو از خدا از دست نده ما از حکمت خیلی چیزا خبر نداریم و نمیدونیم در آینده قراره چه اتفاقی بیوفته
خودتو بسپار دست خدا شاید این شرایط سختی که الان توش هستی برای ساختن شخصیتت مفید باشه و به نفعت باشه...
ان شاءالله که مشکلاتت به بهترین شکل حل بشه
یاعلی...







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)