خواهر خانومم چندتا سکه گرفت و بعد از اینکه آشتی کردن، سکه هاش رو برگردوند به شوهرش و الان زندگیشون خوبه. می خوام بهتون بگم این جور چیزا یک دوره ای تو تک تک اعضای خانواده همسرم بوده و حل شده. منم به این نکته خانوادشون امیدوارم. البته بعد از ازدواج متوجه این موارد شدم و دیگه باید تحمل کنم.
..................................
از طرفی اون حاضر نیست مهریش رو ببخشه که جدا بشیم. اون هم طلاق می خواد و هم یک توافق مالی خوب.
بعدش من الان که نمی تونم ازدواج مجدد بکنم، چون توی خونه مونده و نرفته. به قول معروف تمکین داره و اثبات عدم تمکینش خیلی سخته.
الان مجبورم صبر کنم تا ببینیم خانوم می خواد چه کار کنه. من الان نه می تونم ازدواج مجدد بکنم و نه اصلا دنبال این کار هستم، از طرفی خودش هم نمی ره درخواست طلاق بده. منم نمی خوام یه بار دیگه باج بدم تا خانوم هم طلاق بگیره و هم مهریه.
...........................
ببینید تو چه شرایط سختی هستم. ولی توکلم به خدا است. اینم بگم که خیلی کارای غیرقانونی و غیروجدانی می شه انجام داد، ولی من می خوام راه درست رو برم. چون من که می گم خدا کمکم کنه، پس باید راه درست رو برم. وقتی راه نادرست رو برم دیگه نمی تونم از خدا توقع کمک و درست شدن زندگیم رو داشته باشم.
من آدمی نیستم که بی وجدان باشم و یا توکلم به خدا نباشه. وگرنه خیلی کارا می شد کرد تا تحت فشارش بزارم. من منتظرم ببینم تکلیف اون خونه شراکتیمون تو جریان مهریه چی می شه. خدا خدا می کنم رای به نفع من صادر بشه و خانومم از اون پول قطع امید کنه. اون وقته که دیگه راهی براش نمی مونه.
..........................
تو رو خدا فقط دعام کنید. نظر بدین و تنهام نزارین. نه راه پس دارم نه راه پیش. از طرف دیگه هنوزم دوستش دارم. هنوز می خوام امیدوار باشم تا زندگیم ساخته بشه. اصلا دلم نمی یاد قدمی واسه از بین بردن این زندگی بردارم. همش می گم اون بچگانه رفتار می کنه، تو درست رفتار کن تا بلکه دلش نرم بشه.
مشاور می گفت اگه به یکی شش ماه تا یک سال یک طرفه محبت کنی، محاله واکنش مثبت نشون نده. به نظرتون چقدر این حرف تو عمل درست در میاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)