عجب داستانی شده!
واقعا شوهرت صبوره! بخدا من بودم تا الان سه طلاقه کرده بودم!
احترام خونوادت شدیداواجبه اما اولویت زندگی تو شوهرته. چرا بآید از خونوادت بترسی?
به پدر مادرت بگو با شوهرم صحبت کردم و همین الان برمیگردم چون دلم براش تنگ شده و از طرف دیگه اون مَردمه نباید غرورش جریحه دار بشه خودمم نمیخوام بیاد دنبالم همین که زنگ میزنه یعنی براش مهمم.
و بعد هم بدون بحث با پدر مادرت یا توضیح بیشتر برو خونه و یه شب خوب رو برای شوهرت بساز تا شعله زندگیتون دوباره روشن و به مرور این سردی تبدیل به گرمی بشه.
پاشو برو همین الان دختر جان پاشو!








علاقه مندی ها (Bookmarks)