سلام...
خواستم بگم منم دقیقا مثل شما هستم توی اون قسمتی که گفتید من با احساس هام زندگی میکنم و وای به حال اون روزی که چیزی یا کسی احساس منفی بهم بده،من درعین حال که از نظر ادمها برام اهمیتی ندارن،اما اونهایی که برام اهمیت دارن اگه بهم بی محلی کم محلی یا هر عملی که من بد تعبیرش کنم انجام بدن ناراحت و افسرده میشم،البته درکل ادم دپرسی نیستم درعین حال که منزوی هستم
اما نه برای همه ... فقط یک نفره.... واقعا براش راهکاری پیدا نکردم...
به نظر من شما باید کتاب هایی بخونید که راجب اعتماد به نفس هستش.. و کم کم بهش عمل کنید..اوایلش یکم سخته... ولی باید اون قدر تمرین کنید تا لکه ی ذهن بشه... و بعدش مثل این ورزشکارا که همش تمرین می کنند روی فرم باشند ...همیشه اون اصول اویزه گوش شما باشه...
ضمنا عینک بزنید...فکر کنید به اون افرادی که دنیا رو نمی تونند ببینند... اونا از خداشون هست فقط ببیند حالا شده با عینک یا هرچی... پس قدر سلامتی خودتونو بدونید.. و بدونید شخصیت شما به عینک داشتن و نداشتن شما نیست... واقعا برای خود من هیچ وقت این موضوع مهم نبوده که کسی عینک مثلا می زده یا نه و.. برای خیلی ها همین طور
اینا بیش تر ساخته و پرداخته ذهن خود شماست...سعی کنید با استفاده از کتاب های مربوطه این ذهینت های نادرست رو از خودتون دور کنید...








علاقه مندی ها (Bookmarks)