سلام سید
ممنونم ازت... الآن که دارم تایپ می کنم مادرم همین جور داره گلایه می کنه بعدش من نمی تونم بی خیال باشم...یکی مدام پیش شما حرف بزنه خب اعصاب آدم بهم می ریزه... من بهش گفتم مامان تقصیر تو بود تو که خلاصه به بابا صبحانه دادی چی می شد قبل از بحث و مشاجره می دادیش؟!
ناراحت شد و گریه شو شدیدتر کرد و می گه از همون بچگیت پشتیبان بابات بودی!!! نمی بینی داغونم و.......
والا من نمی دونم من قاضی ام !!! مشاور خانواده م !!! چی هستم که میان پیش من........
با تمام احترامی که واسه ی مادرم قائلم اما اونم درکم نمی کنه واقعا متوجه نیست تو چه وضعیتی هستم
من الآن چند روزه پیش شونمم مدام باهم جنگ دارند...
گفتم ازدواج کنم از خونه ی بابا فرار کنم اما بدتر دوباره شاهد دعواشونم...حداقل پروسه جدایی از خانواده هم دو سه ماهی طول می کشه...همسرم که آه در بساط نداره بخواد خونه بگیره
من جدا هم بشم از طریق تلفن و ... بهم استرس وارد می کنن واسه همین نتیجه گرفتم کلانی یه کاری کنم اینا باهم خوب باشند اما بلد نیستم به مامانم می گم بعضی از رفتاراش اشتباهه اما جرأت ندارم به بابا چیزی بگم
خونه مم زودتر نقاشیش تموم نمی شه برم توش درو قفل کنم!! این چند روزی چه عذابی من کشیدم !! باز خدا رو هزار مرتبه شکر به لطف آقا امام زمان یکی از مشکلاتم که به زندگیم آسیب می رسوند حل شد
الآن می خواین دعوام کنید؟ خسته می شم آخه :((








علاقه مندی ها (Bookmarks)