ممنون از توجه شما mehdir عزیز
بیشتر مشکل از خود من هست که با 28 سال سن خیلی مشکلات دارم مثل بی پولی و تموم نشدن درس و بیکاری فعلی و وضعیت جسمانی ام بخاطر همین دو دلم پا پیش بذارم که احتمالش کم نیست که جواب منفی بشنوم و گرنه با 2 بار تجربه عاشق شدن قبلی فرق بین خوب بودن یک دختر رو تا خوب دیدن یک دختر بخاطر احساسات رو متوجه میشم
و من 1 فکر دیگه هم دارم پسر تحصیلات حداقل داشته باشه و کار خوب داشته باشه که با دست پر بره خواستگاری که ایراد هاش کم رنگ شه نه با گردن کج بره
مشکل من اینجاست که رها کنم فکر ازدواج رو مثل قبل و به فکر درس و کار باشم و مقدمات رو فراهم کنم یا برم پیشنهاد بدم و در صورت موافقت مقدمات کار رو با هم فراهم کنیم چون سن ام زیاد شده شاید به سختی (با حرف mehdir موافقم که "معلوم نیست بعد از این شخص بتونی کس دیگری رو پیدا کنی که مثل اون به دلت بچسبه یا نه...!" ) بتونم شخصی رو پیدا کنم که هم به دلم بشینه هم مناسب باشه
که اگر ایشون موافقت کنه حالا چجوری از پس مشکل بی پولی بر بیام
واقعا موندم چیکار کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)