سلام عزیزم.داداش منم همینطوری شده بود.اما خدا رو شکر حالا یه زن خوب دارهمن اون موقع ها بچه بودم ولی وقتی بزرگ شدم فهمیدم که مامانم رفته بوده به پسر یکی از دوستامون که دوست صمیمی داداشم بوده گفته که اگه میخای کاری برای دوست کنی حالا وقتشه.بعدش دوست داداشم رفته با دختره قراز گذاشته یعنی پسره کاری کرده بود که داداشم نفهمه.بعدش به همکلاسی های داداشم میسپره که بهش بگن و داداشم رفته بود تو خیابون وقتی دست همو گرفته بودن دیده بودشون.حالا همه ماجرا رو شده که یه ده سال ازش میگذره وگرنه اون موقع هیچ کس نفهمید چی شد که داداشم دیگه این دختررو نمیخاست.
البته قضیه داداش من خیلی پوآرو یی شد.ولی به نظر من توام برو دنبالش ازش اتو بگیر.بعدش دستشو رو کن.البته قبول دارم کار خوبی نیست اصلا ولی خیلی بهتر تا بعدش هم از احساسش استفاده کنه هم مهرشو بگیره








علاقه مندی ها (Bookmarks)