چشمک عزیز از اینکه به وبلاگم سر زدید ممنونم. من بعد زا کلی کلانجار رفتن الان به دانشگاه پیام نور میرم و ترم اول رشته روان شناسی هستم و درسم هم خوبه. قبلا می خواستم کنکور بدم ولی نتونستم. اعتماد به نفسمو از دست داده بودم و وقتی شروع میکردم که درس بخونم همش با خودم فکر میکردم و حتی شب خوابم نمی برد و از شدت استرس تب و لرز میگرفتم. به این خاطر من رفتم پیام نور. آینده ای که من در نظر داشتم تقریبا نابود شد . الان میدونم گه بازار کار نیست و فقط واسه روحیم به دانشگاه میرم. اما الان مشکلم تنوع زندگیمه. هرچی نگاه میکنم میبینم دلخوششی نداریم. بابام نمیتونه کار کنه و مامانم باهاش دعوا میکنه. من تو خونواده ای هستم که سر یک مثلا روغن خریدن هم دادو بیداده. البته پدرم تقصیری نداره نمی تونه. از اولش هم نمیتونسته. خواهرم رو میبینم که نه کار درست و حسابی داره نه حتی بیمه ای که خیالش راحت باشه، با اینکه 30 ساله هست ازدواج نکرده و درواقع مورد مناسبی نداشت هیچوقت. به خواهر دیگرم نگاه میکنم اصلا وضعیت خوبی نداره. آرزوی یک بچه توی دلش مونده. بیچاره با امیدی به خونه بخت رفت ولی بعد از 10 سال برگشت بدون بچه. خیلی سختی کشید. دو سال صیغه اقایی بود ولی اون اقا زد زیر همه چیز و میخاست ولش کنه که سر جریانهایی قرار شد با هم ازدواج کنن. اما متاسفانه خونشون به هم نمیخوره و برای بچه دار شدن پول زیادی میخان. اونا به هم وابسته شدن و خواهر بیچاره من روی برگشت نداره با اتفاقاتی که افتاد. همین طوری بلاتکلیف مونده.و من هم به زور پول ترم دانشگاهمو جور کردم و مقداری هم خاهرم داد. از طرفی تحت فشام که برم سر کار ولی نمیتونم. قبلا رفتم فشارم می افتاد تا 6 می رفت. چون شهر ما کوچیکه کار چندانی نداره منظورم فروشندگی و وردستی خیاطی هست. تازه خیلی ها قبولم نمیکنن چون ریزه میزه ام. چرا باید همه مشکلاتو ما داشته باشیم آخه؟ خسته شدم من خیلی از مشکلات دیگران رو دیدم ولی ما از همه طرف پر از مشکلیم. خسته شدم دیگه. بسه...
تورو خدا بیشتر جواب بدید چرا فقط یک نفر جواب داده. اگه من با پسری دوست بودم همه میومدن جواب میدادن ولی مشکل من از دید بقیه هیچه.
بازم ممنون از همدردیتون...







و من هم به زور پول ترم دانشگاهمو جور کردم و مقداری هم خاهرم داد. از طرفی تحت فشام که برم سر کار ولی نمیتونم. قبلا رفتم فشارم می افتاد تا 6 می رفت. چون شهر ما کوچیکه کار چندانی نداره منظورم فروشندگی و وردستی خیاطی هست. تازه خیلی ها قبولم نمیکنن چون ریزه میزه ام. چرا باید همه مشکلاتو ما داشته باشیم آخه؟ خسته شدم من خیلی از مشکلات دیگران رو دیدم ولی ما از همه طرف پر از مشکلیم. خسته شدم دیگه. بسه...
تورو خدا بیشتر جواب بدید چرا فقط یک نفر جواب داده. اگه من با پسری دوست بودم همه میومدن جواب میدادن ولی مشکل من از دید بقیه هیچه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)