به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 مرداد 94 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1394-3-20
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    323
    سطح
    6
    Points: 323, Level: 6
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله توقصدش برای ازدواج شکی نیست خودم تاحالا نزاشتم چون هم فرصت می خواستم از جدایی م بگذره و کمی خودم التیام پیداکنم هم اون شرایطش رو نداشت .
    یکی دوبارخیلی جدی می خواستن بیان ولی من نذاشتم الانم میگه بیام عقدت کنم بعد کارامونو کم کم بکنیم چون شرایطش جور نیست نمی زارم


    اینکه برای فرار از تنهایی بوده یا نه
    احساسم نسبت بهش مثبته عقلم نه. حسم میگه همه ی چیزایی که دوست دارم و باهاش به آرامش می رسم رو داره فقط شرایط شروع زندگیش صفره

    البته به خاطر سرکوفت هاش دعواهای شدید داشتیم و همدیگرو رنجوندیم ولی احساس مسئولیت نسبت بهم داره نگرانمه امانمی تونه الان زندگی تشکیل بده باید منتظرش باشم کمه کم یه سال و چندسالم طول می کشه رو غلطک بیفته زندگیمون خیلی سخته من نمی خوام چشاموو واکنم و ببینم چهل سالمه و همه سالهای جوونیم توحسرت و سختی گذشته
    گاهی فکر می کنم اصلا ازدواجم نکنم بهتر از سختی کشیدنه یعنی دیگه توانشو ندارم

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 مرداد 94 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1394-3-20
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    323
    سطح
    6
    Points: 323, Level: 6
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام چند روز پیش یه مورد ازدواج داشتم شرایط مناسبی داشت ولی اصلا نمی تونستم باهاش ارتباط بگیرم دلم پیش امیر رضاست
    کلن چندباری هم که موردی برام پیش اومده می بینم خانواه مم تمایل دارن ولی من اصلا نمی تونم به عنوان همسرم نگاهشون کنم خیلی احساس فاصله و غریبگی دارم باهاشون نمی تونم اعتمادکنم
    یا باید قید ازدواج رو بزنم یا به پای امیررضا بشینم
    گاهی احساس می کنم خیلی بی تفاوت شدم زیاد ناراحت و خوشحال نمیشم دیگه یه جورایی سر شدم
    همش فکر می کنم اگر جدانشده بودم و یه زندگی عادی داشتم الان بچه مم بزرگ شده بود تازه میخوام چندسال دیگه از اول شروع کنم وای خیلی دیره زندگیم ازدست رفته انگار
    لطفا کسایی که به تاپیکم میان نظری بدن چیزی بگن


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  2. توجه توجه، سریعا صندوق پیامهای خصوصی خود را تخلیه فرمایید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 تیر 90, 16:22
  3. توجه توجه :نكات بسیار مهم در رویكرد جدید تالار همدردی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 88, 22:57
  4. تجربه نيست ولي نظريه است ( توجه ، توجه ، توجه )
    توسط honarmand در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 25 اسفند 86, 18:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.