بانوی مهر عزیز......دوست خوبم......
وقتی خبر رو دیدم خیلی متاثر و ناراحت شدم......اول هر خبر بد همیشه ناراحتی و اندوهه....می دونم برات خیلی سخته.....می تونم درکت کنم.....
ما بچه های همدردی ، واقعا باهات همدردیم.....اومدیم برات نوشتیم تا بدونی در کنارتیم.....تنها نیستی....حتی وقتی مثل الان این همه اندوه رو تو دلت تک و تنها جمع کردی....ما می شینیم کنارت برامون بگو...مثه یه دوست واقعی........یه وقتی تو دلت دفن نکنی.....
دوست خوبم....وقتی در مورد سقط های مکررت می نوشتی و .... فکر می کردم سنت خیلی بیشتر باشه......27 سال که چیزی نیس....کلی راه پیشرو داری تا نی نی های بعد...
چرا اینقدر به خودت سختی میدی......
اما بهتره حالا حالاها به بچه فکر نکنی.....تو که یه پسر سالم و مهربون داری.......تو دنیاتو با فرزند ساختی.چیزی که خیلی از زوج های جوون درحسرتشن......اونایی که مثه آشنای ما سالهاس ندارن چی بگن......یا مثه فامیل ما که بچه دومش سندرم دان داره.......خیلی خیلی آدما هستن که میگن کاش خدا اینو بهمون نمیداد......یه وقت ناشکری نکنیا........
هر چند با شناختی که ازت دارم می دونم خیلی دختر باخدایی هستی..خوشبحالت...خداهم کمکت کرده......برو جلوی آینه و خودتو ببوس......تو الان مادری و این نعمت بزرگو داری....به خاطر سلامتی خودتو و پسرت خودتو ببوس....اینطوری هم شاکر خداوندی.......پسر دسته گلت رو بهم ببوس و نوازشش کن.....نذار غصه ات رو ببینه.....نذار......
اگه همسرت صدا رو پاک کرده...چون نمیخاسته غصتو ببینه....می خاسته همه چیز رو فراموش کنی.....چون دوست داره....باور کن.......پدرت هم همینطور....
پدرت گریه کرده.....وای برای دخملش.....دوست داره....یه مرد بزرگ گریه کرده...می دونی نکته مهمش کجاس؟؟؟جلوی تو گریه کرده....یعنی اصلا نتونسته خودشو نگه داره...مردا همیشه تو خلوتشون گریه می کنن....
بزرگترین عذابی که میکشی اینه که خونوادتو مقصر می دونی....ولی اونا مقصر نیستن.....هر چند شرایط روحی خوبی برات نذاشتن.....اما دلیل سقط شما جسمیه.....من هم کسانی رو می شناسم که در شرایط روحی بدی هستن....ما که فقط خودمون مشکل نداریم....اما بچه هاشون به دنیا اومدن.....حتی کس رو می شناسم که موقع بارداری با ماشین از دره سقوط کرد...شوک عجیبی بهش اومد اما بچش طوری نشد....
بذار بازم مثال بزنم....یکی از دوستام هم چند بار سقط داشته و بچه دار نشده....بعدش فهمیدن تیروییید داشته.....الان هفته های آخر بارداریشه.....وقتی فهمیدن مشکل کجاس حلش کردن.......
-------همه چیز رو بسپر دست خدا و خودتو راحت کن--------------- خود خوری نکن.....الان بدترین حسی که می تونه ضعیفت کنه همین احساس تقصیری که به اطزافیات داری......
سخته جدا کردن این احساس....... ام همش به شیطان لعنت بفرس.......کینه آدمو نابود می کنه.....مثه یه بغض.....
فعلا تنها چیزی که آرومت می کنه که این احساس و تنفر و از خودت دور کنی......به هیچ چیز بدی که رخ میداده زوم نکنی.....برامون نقاشی های قشنگ بفرستی....این دفعه هم با مداد رنگی هم گواش.....گواش قشنگترش می کنه.....
----------------------------------------------
راستش می خام بگم نمیدونم بگم یا نه....اما بعد استراحت کردی و آروم شدی برات پیشنهادایی داریم...تابعد....









علاقه مندی ها (Bookmarks)