سلام گلاب جان
نظر لطف شماست.اصلا ای کاش خواهر بودیم.البته خب به نوعی مثل خواهرم می بینمت .
گلاب خیلی از اون خواستگاری که تعریف کردی خندم گرفت. اما ای کاش این موضوع را زودتر مطرح می کردی. من احتمال قوی می دم که این موضوع خیلی موثر بوده باشه!
به نظرم حتما روی speaking ات کار کن:دی
جدی می گما! خب شما درواقع زبان مادری شهرتون ترکیست و خب قرار هست در آن شهر ان شاالله ازدواج کنید و احتمال اینکه این موضوع باعث بشه نتونید ارتباط خوب برقرار کنی و به قول خودت فکر کنند تو داری کلاس می ذاری خیلی هست...
ولی حالا اگر باز هم سختت هست به نظرم حتما با مادرت درمیون بذار یه جوری این موضوع را نامحسوس (!) به خانواده خواستگار منتقل کند!
مثلا این جوری بگن(البته در بین صحبتها ): ما چون رو درس بچه هامون حساس بودیم از یه چند نفر شنیدیم که می گفتند مشاوره ها می گن بهتره اول با زبان فارسی با بچه ها حرف زد تا وقتی مدرسه می رن درس را زود تر بفهمن. یا زود تر راه بیفتن. برای همینم گلاب الان این طوری بهتر صحبت می کنه. ولی به خودش هم گفتم که ترکی یه زبان دیگه است و واقعا شرینه!
حتی خودت هم می تونی مثلا اینجا تایید کنی و بگی آره باید سعی کنم .خودم هم خیلی این زبان را دوست دارم.
این جوری هم آنها متوجه می شن چرا شما ترکیتون خوب نیست و هم می فهمند که نمی خوای کلاس بذاری و دلیل موجهی هم آوردی.
در مورد اینکه بچه ها گفتند به تغذیه ات برس. ببین به نظر من اول با یک طب سنتی خوب مشورت کن. شما اگر طبعت خشک باشه خیلی به سختی وزن می گیری و سختت میشه. برای همین باید به سمت تری ببری و این طوری راحت تر می تونی رژیم چاقی بگیری و این قدر هم سختت نمیشه.
معمولا افرادی که باید خیلی تلاش کنند که چاق بشن مشکل کارشون همینجاست.
موفق باشی خواهر گلم![]()












البته آخرش ایشون تسلیم شد و فارسی حرف زد ولی همین مسئله رو بارها بین حرفاش بیان کرد که انگار من یه دختری هستم که اهل کلاس گذاشتن و مد و اینجور چیزا هستم و به همه چیز اینو تعمیم میداد.مثلا حرف از درس میشد میگفت بعضیا درس میخونن و دانشگاه میرن که کلاس بزارن.یا میگفت من کارمندم و نمیتونم خرج مد و تجملات رو بدم.در حالی که من خاسته ای مطرح نکرده بودم.ولی ایشون شمشیرو از رو بسته بود


علاقه مندی ها (Bookmarks)