به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 09 مرداد 95 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1394-3-31
    نوشته ها
    288
    امتیاز
    5,658
    سطح
    48
    Points: 5,658, Level: 48
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    502

    تشکرشده 446 در 203 پست

    Rep Power
    62
    Array
    سلام سمیراجان. نمیدونم تاپیک قبلی که براتو نوشتمو خوندی یا نه. بازم میگم فایل صوتی اقتدار مرد حبشی را حتما گوش بده.
    اینکه نامزدت حساسه روت یعنی دوستت داره. حساسیت یکی از نشانه های دوست داشتنه. مشکل ما زنها اینه که دلمون میخواد مردها اونجوری که ما دوست داریم دوستمون داشته باشن در حالی که کاملا اشتباهه. توی همین فایل صوتی نشانه های مردی که زنشو دوست نداره دو گفته و با توجه به حرفهای اون به نظرم نامزدت صد در صد دوستت داشته.

    حالا این حرف (که دوستت داره) نباید باعث بشه بری سمتش و تندو تند زنک بزنی و تو شرایط نامناسب ازش معذرت خواهی کنی.

    اینکه میگی روت حساسه. و بعضی از حرفهاتو باور نمیکنه رو باید ریشه یابی کنی. به نظر خودت دلیلش چیه که بهت اون اعتمادی که باید داشته باشه رو نداره؟ تا حالا شده بهش دروغی گفته باشی که دروغت رو شده باشه؟ کمی به رفتارهات فکر کن ببین چی باعث این بی اعتمادی و درنتیجه حساسیت های اون شده؟

    بهت گفتم باااااااااز هم میگم. به هیچ عنوان دست رو نقطه ضعف مردت و نامزدت نذاااااااااااااااار. به هیچ عنوان انتقادی که میدونی اقتدارشو در هم میکوبه ازش نگیررررررر.

    الان تا میتونی خودتو سرگرم کن مبادااااااااا اس ام اس یا زنگی بهش بزنی..

    تو اونو به عنوان یک مرد ضعیف و بی اقتدار معرفی کردی. پس تا حدی این رفتارهای یک مرد در برابر حرفهایی که بهش زدی و ایراداتی که گرفتی طبیعیه.
    توی این فایل صوتی گفته چیزهایی که باعث مبشه اقتدار مرد شکیسته بشه در درجه اول بحث و مجادله - ببعد قهر- بعد دعوا - بعد پرخاش . دکتر حبشی معتقده به هیچ عنوان نبایددددددد با یک مرد قهرررر کنید. در نهایت میگه فکر نکنید با این کارها به اون مرد امتیاز میدین . نه. بلکه با انجام این کارها در واقع به خودتون امتیاز میدین.

    پس چقدر خوبه که ما بتونیم خواسته هامونو به طرفمون بگیم بدون اینکه بحث و مجادله کنیم یا خدااااااای نکرده بخوایم قهررررر کنیم که اونوقع دیگه کارمون ساخته است.

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 98 [ 12:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-21
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    5,584
    سطح
    48
    Points: 5,584, Level: 48
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 166
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 199 در 73 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نارجیس نمایش پست ها
    سلام سمیراجان. نمیدونم تاپیک قبلی که براتو نوشتمو خوندی یا نه. بازم میگم فایل صوتی اقتدار مرد حبشی را حتما گوش بده.
    اینکه نامزدت حساسه روت یعنی دوستت داره. حساسیت یکی از نشانه های دوست داشتنه. مشکل ما زنها اینه که دلمون میخواد مردها اونجوری که ما دوست داریم دوستمون داشته باشن در حالی که کاملا اشتباهه. توی همین فایل صوتی نشانه های مردی که زنشو دوست نداره دو گفته و با توجه به حرفهای اون به نظرم نامزدت صد در صد دوستت داشته.

    حالا این حرف (که دوستت داره) نباید باعث بشه بری سمتش و تندو تند زنک بزنی و تو شرایط نامناسب ازش معذرت خواهی کنی.




    اینکه میگی روت حساسه. و بعضی از حرفهاتو باور نمیکنه رو باید ریشه یابی کنی. به نظر خودت دلیلش چیه که بهت اون اعتمادی که باید داشته باشه رو نداره؟ تا حالا شده بهش دروغی گفته باشی که دروغت رو شده باشه؟ کمی به رفتارهات فکر کن ببین چی باعث این بی اعتمادی و درنتیجه حساسیت های اون شده؟

    بهت گفتم باااااااااز هم میگم. به هیچ عنوان دست رو نقطه ضعف مردت و نامزدت نذاااااااااااااااار. به هیچ عنوان انتقادی که میدونی اقتدارشو در هم میکوبه ازش نگیررررررر.

    الان تا میتونی خودتو سرگرم کن مبادااااااااا اس ام اس یا زنگی بهش بزنی..

    تو اونو به عنوان یک مرد ضعیف و بی اقتدار معرفی کردی. پس تا حدی این رفتارهای یک مرد در برابر حرفهایی که بهش زدی و ایراداتی که گرفتی طبیعیه.
    توی این فایل صوتی گفته چیزهایی که باعث مبشه اقتدار مرد شکیسته بشه در درجه اول بحث و مجادله - ببعد قهر- بعد دعوا - بعد پرخاش . دکتر حبشی معتقده به هیچ عنوان نبایددددددد با یک مرد قهرررر کنید. در نهایت میگه فکر نکنید با این کارها به اون مرد امتیاز میدین . نه. بلکه با انجام این کارها در واقع به خودتون امتیاز میدین.

    پس چقدر خوبه که ما بتونیم خواسته هامونو به طرفمون بگیم بدون اینکه بحث و مجادله کنیم یا خدااااااای نکرده بخوایم قهررررر کنیم که اونوقع دیگه کارمون ساخته است.

    ره عزیزم همون موقع دانلود کردم و گوش دادم دقیقا تمام رفتارهایی بود ک من انجام میدادم خیلی کمکم کرد واقعا واست دعا میکنم واسه همچین پیشنهاد خوبی
    اره من دقیقا دست میزاشتم رو نقطه ضعفاش و خیلی حرف از رفتن میزدم خیلی بد کردم خیلی
    اتفاقا چندبار راجب اینکه حرفامو باور نداره صحبت کردیم گفتم من بهت دروغ گفتم تاحالا ؟ گفته نه گفتم ببین من اونقدر به تو ایمان دارم که الان بگی شبه باور میکنم گفت اره حق باتوعه مذرت میخام!
    اما باز تکرارش کرده من خیلی رو روابطش دقیق شدم فهمیدم در رابطه با همه اینجوره مادرش همکار دوستش همهههه
    جزو اخلاقاتشه !
    من خیلی بد کردم نارجیس جون!من بهش غر زدم صفتای بدشو گفتم گفتم که جداشیم گفتم وسایلام بیار گفتم ازت سرد شدم خیلی بد حرف زدم اینم واس این بود که یه چیزایی رو گفت که من روش حسساس بودم....
    البته اونم ب جواب نزاشت و هزارتا بدتر گفت اما خب من شروع کردم
    دیگه ازش خبری ندارم از اون روز صبح که دیدمش دوروزو نصفی گذشته اما خبری ازش نیست دارم خودمو سرگرم میکنم اما هیچ امیدی ندارم
    اره میدونم دوسم داره هنوز بعد اینهمه وقت میگه بهم دوست دارم چشمش پر اشک میشه
    منم خیلی دوسش دارم....
    چقدر صبر کنم اخه ........

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نارجیس نمایش پست ها
    سلام سمیرا جان.
    امیدورام هر جه زودتر این تاپیک منو بخونی قبل از اینکه دست به کاری بزنی.

    عزیزم میخوام بهت بگم اصلاااااااااااااا خودتو ناراحت نکن به هیچ وجه.

    اشتباه زیاد کردی تا الان ولی از حالا باید خیلی مراقب باشی. مطمئن باش خیلی حاها اشتباه کردی که نتیجش این شده. منم ازت میخوام حتمااااااااااااا در درجه اول کلیپ اقتدار مرد از حبشی رو حتما حتمااااااااا گوش بدی.

    الان باید نامزدتو بذاری به حال خودش. هیچ اس ام اس و زنگی نزن.

    بذار یه مدت بگذره خودش که زنگ زد یا اس داد خیلی محتاط باهاش حرف بزن.
    ا
    شتباه اصلی تو تا الان این بوده که همش از نامردت ایراد گگرفتی. تو به من اهیمت نمیدی . تو زود میخوابی و حرفهایی که باعث شده به نامزدت بفهمونی که اون ادم ضعیفیه و هیچ اقتداری نداره. تو این شرایط مرد خودشو در برابر تو موجود ضعیفس میبینه که این باعث عصبانی شدنش و درنتیجه این رفتارها میشه.

    حتما از خودت میپرسی چرا داره این کارها رو میکنه؟
    جوابش اینه: اون الان داره از راهی اشتباه میخواد بهت بفهمونه که اونقدر ها هم که تو فکر میکنی ضعیف نیست طوری که میتونه راحت مثلا داد بزنه و هر کاری بکنه. این رفتار مردها در جنین حالتی کاملااااااااااااا طبیعیه.

    پس خود تو باعث شدی رفتار نامزدت تغییر کرده.
    یه چیزی بهت میگم هرگز فراموش نکن: هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت به نامزدت نگو تو به من توجه نمیکنی یا تو بدی یا تو دوستم نداری و هر جمله ای که باعث بشه اقتدار اونو در هم بگشنی چون نه تنها حواب نمیده بلکه اوضاع رو بدتر میکنه.

    اگر میخوای چیزی بگی نگو توووووووووو این مشکل را داری بلکه بگو من این مشکل رو دارم. مثلا نگو تو چرا زود خوابیدی بگو نمیدونم چرا دیشب هر کاری کردم خوابم نبرد. نمیدونم این روزها چرا اینطوری شدم.

    عزیزم تمام تلاشتو بکن تا اقتدار رفته ی نامزدتو برگزدونی.
    اگر باهاش رفتی بیرون حتما حتمااااااااااااا ازش معذرت خواهی کن. حتی اگر میدونی اون مقصره. بهش بگو من این چند روز حالم زیاد خوب نبود یکم زود عصبی شدم امیدوارم منو ببخشی.ازش تعریف کن. بهش بگو تو مرد خوب و قابل اعتمادی هستی ومن به خاطر تمام رفتارهام که باعث شد تو ازم ناراحت بشی معذرت میخوام.

    بعد که باهات خوب شد میتونی بعدا تو یه فرصت مناسب بهش بگی عزیزم من رفتارم اشتباه بود ولی تو هم یه کوچولو پساز داغشو زیاد کردی.

    منتظر شنیدن خبرهای خوب ازت هستم.
    اون فایل صوتی حیشی را یادت نره حتماااااااااا گوش بده.

    بخدا من اولش همینو گفتم بهش گفتم حالم خووب نیست گفتم باز خابم نمیبره گفتم که عاصی شدم از بی خابی
    هی گفت چرا عزیزم مشکلت منم ؟ بخاطر من ناراحتی گفتم نه ولی چند وقت یبار اینجوری میشم(البته اگه رابطمون خوب بود به هیچ عنوان نمیخابید و منو رها نمیکرد اما چون یه عکس د تو گوشی من دیده بود که دوستام ارسال کرده بودن خونش به جو اومده بود )
    و از عصر میخابید تا صبح حتا به من میگفت اگه خابت نبرد زنگ بزن تا من بیدارشم حرف بزنیم اما من نزدم صبش بهم زنگ زد بیدارم که برم کلاس باهاش سرد حرف زدم گفت چرا زنگ نزدی گفتم نمیخاستم...گفت مگه تقصیر منه نخابیدی خب زنگ میزدی اما من باز سرد برخورد کردم
    بخاطر فشارای یه هفه بی خابی بود ک شروع کردم بد حرف زدن
    من بعد اینکه وسایلامو پس داد اس مس دادم و گفتم که مذرت میخام حق باتو بود فشار روم بود ببخش بیا دوباره حرف بزنیم ااما جوابی نداد! واقعا میخاستم جبران کنم
    اما جوابی نداد
    منم دیگه سمتش نرفتم مخصوصا اینکه شهرستانه رفته ختم اصلا خوشش نمیاد جلو اشناها با من بحث کنه وقتی دعواییم جلو اونا تلفنی باهام حرف نمیزنه
    الان دوروزو نصفیه منتطرشم
    خیلی جلو خودمو نگه داشتم زنگ نزدم اس مس ندادم مطمنین راه حل خوبیه ؟

    الان فقط برگرده من براش جبران میکنم دعا کنین برام توروخدا

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره زیبا نمایش پست ها
    سلام عزیزم بارت متاسفم از یه جهت از یه جهت شاید به خیرته mahsaجان راست میگه همیشه برا کسی بمیر که برات تب کنه اگه مردی هست که میخاد از حالا زنش ول کنه پس بذار بکنه اما اگه عصبی بوده خودش میاد همچی رو درست کنه کار شما تا زمانی که پیداش شه اینه که نه اس بدی نه زنگ اما اگه اس داد یا زنگ زد مبنی بر اینکه میخاد برگرده شما هم یکم کوتاه بیا ولی نه پس بزن نه پیش بکش یکم غیر مستقیم بفهمون که شمام میخایش ولی مهمترین کارت دع وتوسل صلوات مخصوص هزارتاش بینهایت موثره هرچی خیرته پیش بیاد
    ممنون عزیزم
    مقصر من بودم که گفتم جفتمون سرد شدیم منم که همش حرف جدایی پیش میکشم منم که همه بحثارو کش میدم
    نمیدونم انگار مریضم و دلم میخاست مثل اوایل بگه نه من جدانمیشم اما انقدر گفتم اونم جونش به لبش رسیده و تا گفتم گفت باشه حتی گت ب جهنم که سرد شدی
    میدونم واقن منو دوست داره
    اما وقتی عصبانی میشه انگار ازم متنفره
    مرسی عزیزم من از همون روز دارم دعا میخونم صلوات میفرستم همونه که کمی ارومم کرد شما هم برام دعا کنین نمی خام از دستش بدم اون خیلی پاکه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Marjan.15663 نمایش پست ها
    ببین دوستم خواهش میکنم اشتباه من و تکرار نکن.شوهر منم تو دوران عقد چند بار سر مسائل پیش پا افتاده میگفت تمومش کنیم ولی من جدی نمیگرفتم و چون خیلی دوستش داشتم اصلا به جدایی فکر نمیکردم و همش خودم واسه آشتی پیش قدم میشدم این مساله زمانی که عروسی هم کرده بودیم وجود داشت ولی من هیچ وقت جدی نمیگرفتم و فکر نمیکردم عملی کنه .تا اینکه یه روز سر مساله کوچیک من وبچه نوزادش و رها کرد.الان بهترین فرصته هنوز ازدواج نکردی بچه نداری.یا پیش یه مشاور برین و مشکل وحل کنین یا اینکه تمومش کنی مردی که راحت به همه چی پشت پا میزنه هر چي زودتر بره بهتره.

    عزیزم متاسفم برای اتفاق که برات افتاد
    اما اول من بحث جدایی پیش کشیدم
    مقصر خود من بودم!
    همیشه میگفتمو میگفت نه
    اما اندفه گفت به جهنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام دخترخوب

    این شرایطی که توش بودی برام خیلی آشناست . بزار رک و راست برم سر اصل مطلب که اون اشتباهات آشکار توه (البته منظورم این نیست که تو حقی نداری ومقصری)

    1- می خوای با برانگیختن حس ترحم نامزدت ازش عشق دریافت کنی..اگر واقعا انقدر افسرده و ناراحتی که یک هفته خوب خوابت نمیبره باید بگم باید حتما حتما حتما به یک روانشناس مراجعه کنی و تنها همسرت ازش کاری برنمیاد.اگر هم فکر میکنی از همسرت کارهای زیادی برمیاد پس داری برای جلب ترحم،اغراق میکنی.
    درکل باید بگم ارزیابی متعادلی از نیازهای خودت و توانمندی همسرت نداری...این به مرور زمان باعث دلزدگی نامزدت و شکست روحی خودت میشه.

    2-رفتارت منفعلانه هست و صرفا با اخم و ناراحتی وزخم زبون می خوای نامزدت به درونت پی ببره و خواستتو بفهمه. جای اینکه بگی من واقعا به حضورت کنارم نیاز دارم وبیا باهم بریم بیرون منتظری که اون خودش بفهمه!اگرم نفهمه متوقع و ناراحت میشی و ... .

    3-اختلاف توی دوران نامزدی و... طبیعی هست اما نحوه ی برخورد شما خیلی مهمه . به نظر من شما دونفر رنجش های حل وفصل نشده ی قابل ملاحظه ای دارید که منجر شده یه اختلاف در نحوه ی بیان جمله در اس ام اس! مقدمه ای برای این بشه که حرف از جدایی بزنید. دنبال پیداکردن مقصر نباش ریشه ی این رنجش هارو پیدا کن که مدتهاست تل انبار شده والان فقط بیرون زده که داری میبینیش.

    ریشه این رنجش ها ممکنه چی باشه؟؟؟
    اول- ریشه اش ممکنه توقعات غیر متعارف و به ظاهر عاشقانه باشه... مثل شما این دوتا جمله رو باهم مقایسه کنید و برداشت شخصیتون رو بگید.

    1)نامزدم انقدر دوسم داره که تا من گرسنه باشم اون غذا نمیخوره!
    2)نامزدم دیروز ظهر با اینکه خیلی گرسنه بود ناهار نخورد و اومد بامن خورد من وقتی دیدم سریع اومده که باهم ناهار بخوریم خیلی ذوق کردم.

    خودشما دوست دارید نامزدتون هنگام تعریف از شما از جملاتی شبیه جمله ی 1 استفاده کنه یا جمله ی 2؟؟

    دوم- ممکنه علتش انفعال وتظاهر یکی یا هردونفر باشه یعنی به خاطر اینکه مبادا دیگری ناراحت نشه اوضاع رو بر وفق مراد نشون میدین. دراین مورد مخصوصا طرف متوقع تر به ظاهر پیروزه اما در دراز مدت باعث دلزدگی طرف دیگه میشه. مثال میزنم برات: اگه سریال شمعدونی رو دیده باشی عطاوشیرین مصداقشن.

    سوم-ممکنه مسائلی باشه که اطلاعات اندک ما از شما نتونه جستجوش کنه.

    اینا که نوشتم عیب هاییه که توی رفتار شما دیدم والا حتما طرف مقابلت هم عیب هایی داره .

    پیشنهاد : پیشنهاد میکنم یه گفتگوی دونفره ترتیب بدین توی یه فضای خوب با قلم و کاغذ و.. و رنجیدگیهاتون رو از هم بیان کنید و خیلی راحت خواسته هاتون رو بگید و ببینید میتونین با هم به تفاهم برسید؟
    مشاوره دونفره حتما حتما برید

    موفق باشید

    ممنون اگر برگرده همه اینها رو اجرا خواهم کرد ممنون

  3. کاربر روبرو از پست مفید سمیراه تشکرکرده است .

    afraa (سه شنبه 30 تیر 94)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 تیر 97 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1394-4-09
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    4,330
    سطح
    41
    Points: 4,330, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    77

    تشکرشده 116 در 61 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سمیرا جان عزیزم اگ اعتقاد داری و میتونی 100تا آیة اللکرسی به نیتی ک داری بخون واقعن مث یه معجزه عمل میکنه من هر وقت خوندم ج گرفتم.انشالا ک مشکلت حل شه عزیزم
    شوهرت عاشقته اینو ازهمه تاپیکات میشه فهمید از دستش نده

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 98 [ 12:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-21
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    5,584
    سطح
    48
    Points: 5,584, Level: 48
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 166
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 199 در 73 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط masamasa نمایش پست ها
    سمیرا جان عزیزم اگ اعتقاد داری و میتونی 100تا آیة اللکرسی به نیتی ک داری بخون واقعن مث یه معجزه عمل میکنه من هر وقت خوندم ج گرفتم.انشالا ک مشکلت حل شه عزیزم
    شوهرت عاشقته اینو ازهمه تاپیکات میشه فهمید از دستش نده

    معلومه ک اعتقاد دارم من صبحا اگر ایه کرسی نخونم انگار یچیزی گم کردم من عاشق این دعام چشم همین الان که گفتی میخام شروع کنم
    مرسی عزیزم که درک میکنی
    ممنون از انرژی مثبتت

  6. کاربر روبرو از پست مفید سمیراه تشکرکرده است .

    afraa (سه شنبه 30 تیر 94)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 98 [ 12:00]
    تاریخ عضویت
    1394-4-21
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    5,584
    سطح
    48
    Points: 5,584, Level: 48
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 166
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 199 در 73 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط masamasa نمایش پست ها
    سمیرا جان عزیزم اگ اعتقاد داری و میتونی 100تا آیة اللکرسی به نیتی ک داری بخون واقعن مث یه معجزه عمل میکنه من هر وقت خوندم ج گرفتم.انشالا ک مشکلت حل شه عزیزم
    شوهرت عاشقته اینو ازهمه تاپیکات میشه فهمید از دستش نده

    مامانش زنگ زد گفت مراسم ختمه نمیای؟من فکر کردم نامزدم بهش گفته که منم برم گفتم چرا داشتم میومدم..
    رفتم تا چشمش بهم خورد از سالن زد بیرون مامانش گف پسرم کو؟ گفتم کار داشت میاد الان گفت بهش زنگ میزنی؟ گفتم بله
    زنگ زدم بهش جواب نداد!
    اس مس دادم گفتم کجایی
    واسم نوشت همش محبتایی که بهت کردمو نمک نشناسیایی که کردی تو ذهنمه مثل یه فیلم من دیگه اون ادم نیستم این اخرشه خب؟
    گفتم میدونم اره حق باتوعه من بد شدم جدیدن میخام جبران کنم ولی برگرد حرف بزنی اس مسی که نمیشه
    نوشت نه قربون دستت نمیخاد من توقع جبران ندارمفقط انتطار اینو نداشتم خودت اذیت نکن جبران لازم نیست
    من واسش نوشتم خب اشتباه کردم ولی هنوز دوست دارم ما روزای بدتر ازینم داشتیم اما باز اشتی کردیم برگزد خونه حرف بزنیم
    نوشت مجبورم کردی تمومش کن اون ادم مرده من تا وقتی نری برنمی گردم
    گفتم نه اینجوری نگو تو هنوز دوسم داری نداشتی نمیرفتی بیرون که منو نبینی احساساتی بشی نداشتی جواب تلفنت میدادی نمیترسیدی صدام بشنوی احساساتی بشی من که قبول دارم اشتباه از من بود چرا میخای غرورم له کنی؟مگه جفتمون کم اشتباه کردیم مگه اون سری با دستات اشکامو پاک نکردی گفتی هرچقدم دعوا کنیم باز اشتی میکنیم؟
    گفت غرورتو بزار برای خودت نوشت تو این رابطه فقط رفت تو پاچه من !!!!!گفت تمومش!!
    نوشتم بیا منطقی حرف میزنیم اگه به نتیجه نرسیدیم تموم میکنیم منم دوست ندارم بزور شوهرم باشی
    نوشت میخای دهنم باز بشه؟من اصلا کاره ای نیستم بخام ببخشمت تو اصلا نمیتونی با عقیده من زندگی کنی ثابت شده بهم این همه اختلاف واسه همینه من راضی نبودمو نیستم افتاب مهتاب ببینتت متاسفم!
    منم نوشتم حالا که وابسته هم شدیم اینو فهمیدی منگه هرچی گفتی نگفتم چشم من که با هیچکس ارتباطی نداشتم بجز خاهرام منکه همه دوستام گذاشتم کنار حتی تنها بیرونم نرفتم حتی گفتم تو نخای دیگه واسه فوق لیسانس نمیخونم چرا داره اینجوری میگی انگار تو روت وایسادم؟
    گفت من خورد شدم ما دیگه باهم غریبه ایم مگه همه وسایلات پس ندادم؟همه هدیه هات ؟؟ فقط تنها چیزی که ازت نگه داشتم جای رژت روی او لیوانس!! اخره این رابطه همینه واسه من تموم شدس چرا نمیخای باور کنی؟
    نوشتم من عصبانی شدم گفتم علاف من نشی درسته تو همیشه هرجا میرفتم از کارت میزدی منو میبردی میووردی من عصبانی شدم گفتم سرد شدیم از هم نشدیم من هنوز مثل قبلم اگه اونو نگه داشتی یعنی هنوز دوسم داری
    گفت از هرچی عشق متنفرم تو عاشقمی چون من هرکاری بود در توانم برات کردم از هیچی دریغ نکردم!!ولی دیگه واقعا تمومه
    گفتم درسته تو بم محبت زیاد کردی اما منم کردم گفتم باشه این اخرین تلاشمه
    من دوست دارم میخام پرخاشگریامو بزارم کنار میخام برم پیش
    مشاوره
    برمیگردی خونه منطقی حرف بزنیم و درستش کنیم ؟
    گفت نه هیچی درست نمیشه من خوبیات یادم نمیره اما یادمم نمیره سر اینکه خابت نبردو من خابیدم بهم بی محلی کردی بخدا من دوست داشتم تو جای من باشی و خوب بخابی من خیلی وقته مردم دلمو اتیش زدم دیگه میتونی ااحت تو خیابون راه بری یا بری هرجا که میخای دیگه من نیستم که نگرانیامو بزاری پای بددلی و گیر دادن دیگه لازم نیست حواست به گوشیت باشه که یوقت جوابمو ندی ناراحت شم و فکر کردی اونروزو یادم رفت دستت تو دست من بود چشمت خورد به یه مرد دیگه یه لحظه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(اون وقتی بیرونیم همش ذل میزنه به چشم بقیه که کسی نگام نکنه و بعد حرص میخوره همشم چشم منو نگاه میکنه ببینه کسیرو نگاه نکنم !!یه دفعه بیرون بودیم باناراحتی گفت دووست ندارم به کسی نگاه کنی گفتم بخدا نکردم من روبروم نگاه میکنم چشمم شاید خورده خودتم ممکنه چشمت بخوره گفت باشه عزیزم راست میگی روبروت بود حتما چشمت خورد یه لحظه)
    اینو که گفت صدا شکستن قلبم شنیدم
    گفتم یادته گفته بودی تکیه گاهمی تا اخر عمر گفته بودی نامزد قبلیت چقدر نامرد بود سر هیچ و پوچ ولت کرد مرد نبود گفتم خداشکر که رفت عوضش تو اومدی گفت من هیچوقت رهات نمیکنم همیشه پشتتم حتی اگه بد بشی چون عاشقتم اگه جداشدیم باز اشتی میکنیم اینارو یادته؟ من رو همه اینا حساب کرده بودم اگه ناراحتت کردم خودم قبول کردم همون روز اومدم محلتون هرچی اس مس زنگ زدم قبول نکردی جوابمو ندادی امروز به احترام مامان اومدم اما رفتی جفتمون کلی خطا کردیم هم تو هم من ...
    اما عشقمون کم که نشد زیادم شد
    قبول کردم اشتباهمو میگم که میخام برم
    مشاوره
    دگه زود عصبانی نشم
    اما میگی نه
    میخای ترکم کنی باشه
    اما حق نداری به عشق و پاکیم توهین کنی!برو اما حق نداری منو ببری زیر سوال چشماتو که واس چشمات میمرد ببر زیر سوال
    خیلی سعی کردم برگردی اما نمیشه موضوع حادتر ازین حرفاست
    امشب همه پاکیم بردی زیر سوال
    امشب اشکم خونتر از همیشست.....
    همین
    همین بود تمام مکالممون
    بعدم مامانش اومد منو دید که گریه میکنم
    بهش گفتم یه کم مشکل داشتیم و مهرداد حاضر نیست ببخشه اخرم بهم تهمت زد بهتره که تموم بشه کلی صحبت کردو گفت که دعاشقته و...
    گفتم دیگه چکا کنم شما که میشناسینش حرف کسی قبول نمیکنه...
    اومدم خونه به خانوادم گفتم بددلیاشو شکاکیاشوکارای خودمو کارای اونو
    تموم شد جدا شدیم...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نارجیس نمایش پست ها
    سلام سمیرا جان.
    امیدورام هر جه زودتر این تاپیک منو بخونی قبل از اینکه دست به کاری بزنی.

    عزیزم میخوام بهت بگم اصلاااااااااااااا خودتو ناراحت نکن به هیچ وجه.

    اشتباه زیاد کردی تا الان ولی از حالا باید خیلی مراقب باشی. مطمئن باش خیلی حاها اشتباه کردی که نتیجش این شده. منم ازت میخوام حتمااااااااااااا در درجه اول کلیپ اقتدار مرد از حبشی رو حتما حتمااااااااا گوش بدی.

    الان باید نامزدتو بذاری به حال خودش. هیچ اس ام اس و زنگی نزن.

    بذار یه مدت بگذره خودش که زنگ زد یا اس داد خیلی محتاط باهاش حرف بزن.
    ا
    شتباه اصلی تو تا الان این بوده که همش از نامردت ایراد گگرفتی. تو به من اهیمت نمیدی . تو زود میخوابی و حرفهایی که باعث شده به نامزدت بفهمونی که اون ادم ضعیفیه و هیچ اقتداری نداره. تو این شرایط مرد خودشو در برابر تو موجود ضعیفس میبینه که این باعث عصبانی شدنش و درنتیجه این رفتارها میشه.

    حتما از خودت میپرسی چرا داره این کارها رو میکنه؟
    جوابش اینه: اون الان داره از راهی اشتباه میخواد بهت بفهمونه که اونقدر ها هم که تو فکر میکنی ضعیف نیست طوری که میتونه راحت مثلا داد بزنه و هر کاری بکنه. این رفتار مردها در جنین حالتی کاملااااااااااااا طبیعیه.

    پس خود تو باعث شدی رفتار نامزدت تغییر کرده.
    یه چیزی بهت میگم هرگز فراموش نکن: هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت به نامزدت نگو تو به من توجه نمیکنی یا تو بدی یا تو دوستم نداری و هر جمله ای که باعث بشه اقتدار اونو در هم بگشنی چون نه تنها حواب نمیده بلکه اوضاع رو بدتر میکنه.

    اگر میخوای چیزی بگی نگو توووووووووو این مشکل را داری بلکه بگو من این مشکل رو دارم. مثلا نگو تو چرا زود خوابیدی بگو نمیدونم چرا دیشب هر کاری کردم خوابم نبرد. نمیدونم این روزها چرا اینطوری شدم.

    عزیزم تمام تلاشتو بکن تا اقتدار رفته ی نامزدتو برگزدونی.
    اگر باهاش رفتی بیرون حتما حتمااااااااااااا ازش معذرت خواهی کن. حتی اگر میدونی اون مقصره. بهش بگو من این چند روز حالم زیاد خوب نبود یکم زود عصبی شدم امیدوارم منو ببخشی.ازش تعریف کن. بهش بگو تو مرد خوب و قابل اعتمادی هستی ومن به خاطر تمام رفتارهام که باعث شد تو ازم ناراحت بشی معذرت میخوام.

    بعد که باهات خوب شد میتونی بعدا تو یه فرصت مناسب بهش بگی عزیزم من رفتارم اشتباه بود ولی تو هم یه کوچولو پساز داغشو زیاد کردی.

    منتظر شنیدن خبرهای خوب ازت هستم.
    اون فایل صوتی حیشی را یادت نره حتماااااااااا گوش بده.
    مامانش زنگ زد گفت مراسم ختمه نمیای؟من فکر کردم نامزدم بهش گفته که منم برم گفتم چرا داشتم میومدم..
    رفتم تا چشمش بهم خورد از سالن زد بیرون مامانش گف پسرم کو؟ گفتم کار داشت میاد الان گفت بهش زنگ میزنی؟ گفتم بله
    زنگ زدم بهش جواب نداد!
    اس مس دادم گفتم کجایی
    واسم نوشت همش محبتایی که بهت کردمو نمک نشناسیایی که کردی تو ذهنمه مثل یه فیلم من دیگه اون ادم نیستم این اخرشه خب؟
    گفتم میدونم اره حق باتوعه من بد شدم جدیدن میخام جبران کنم ولی برگرد حرف بزنی اس مسی که نمیشه
    نوشت نه قربون دستت نمیخاد من توقع جبران ندارمفقط انتطار اینو نداشتم خودت اذیت نکن جبران لازم نیست
    من واسش نوشتم خب اشتباه کردم ولی هنوز دوست دارم ما روزای بدتر ازینم داشتیم اما باز اشتی کردیم برگزد خونه حرف بزنیم
    نوشت مجبورم کردی تمومش کن اون ادم مرده من تا وقتی نری برنمی گردم
    گفتم نه اینجوری نگو تو هنوز دوسم داری نداشتی نمیرفتی بیرون که منو نبینی احساساتی بشی نداشتی جواب تلفنت میدادی نمیترسیدی صدام بشنوی احساساتی بشی من که قبول دارم اشتباه از من بود چرا میخای غرورم له کنی؟مگه جفتمون کم اشتباه کردیم مگه اون سری با دستات اشکامو پاک نکردی گفتی هرچقدم دعوا کنیم باز اشتی میکنیم؟
    گفت غرورتو بزار برای خودت نوشت تو این رابطه فقط رفت تو پاچه من !!!!!گفت تمومش!!
    نوشتم بیا منطقی حرف میزنیم اگه به نتیجه نرسیدیم تموم میکنیم منم دوست ندارم بزور شوهرم باشی
    نوشت میخای دهنم باز بشه؟من اصلا کاره ای نیستم بخام ببخشمت تو اصلا نمیتونی با عقیده من زندگی کنی ثابت شده بهم این همه اختلاف واسه همینه من راضی نبودمو نیستم افتاب مهتاب ببینتت متاسفم!
    منم نوشتم حالا که وابسته هم شدیم اینو فهمیدی منگه هرچی گفتی نگفتم چشم من که با هیچکس ارتباطی نداشتم بجز خاهرام منکه همه دوستام گذاشتم کنار حتی تنها بیرونم نرفتم حتی گفتم تو نخای دیگه واسه فوق لیسانس نمیخونم چرا داره اینجوری میگی انگار تو روت وایسادم؟
    گفت من خورد شدم ما دیگه باهم غریبه ایم مگه همه وسایلات پس ندادم؟همه هدیه هات ؟؟ فقط تنها چیزی که ازت نگه داشتم جای رژت روی او لیوانس!! اخره این رابطه همینه واسه من تموم شدس چرا نمیخای باور کنی؟
    نوشتم من عصبانی شدم گفتم علاف من نشی درسته تو همیشه هرجا میرفتم از کارت میزدی منو میبردی میووردی من عصبانی شدم گفتم سرد شدیم از هم نشدیم من هنوز مثل قبلم اگه اونو نگه داشتی یعنی هنوز دوسم داری
    گفت از هرچی عشق متنفرم تو عاشقمی چون من هرکاری بود در توانم برات کردم از هیچی دریغ نکردم!!ولی دیگه واقعا تمومه
    گفتم درسته تو بم محبت زیاد کردی اما منم کردم گفتم باشه این اخرین تلاشمه
    من دوست دارم میخام پرخاشگریامو بزارم کنار میخام برم پیش
    مشاوره
    برمیگردی خونه منطقی حرف بزنیم و درستش کنیم ؟
    گفت نه هیچی درست نمیشه من خوبیات یادم نمیره اما یادمم نمیره سر اینکه خابت نبردو من خابیدم بهم بی محلی کردی بخدا من دوست داشتم تو جای من باشی و خوب بخابی من خیلی وقته مردم دلمو اتیش زدم دیگه میتونی ااحت تو خیابون راه بری یا بری هرجا که میخای دیگه من نیستم که نگرانیامو بزاری پای بددلی و گیر دادن دیگه لازم نیست حواست به گوشیت باشه که یوقت جوابمو ندی ناراحت شم و فکر کردی اونروزو یادم رفت دستت تو دست من بود چشمت خورد به یه مرد دیگه یه لحظه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(اون وقتی بیرونیم همش ذل میزنه به چشم بقیه که کسی نگام نکنه و بعد حرص میخوره همشم چشم منو نگاه میکنه ببینه کسیرو نگاه نکنم !!یه دفعه بیرون بودیم باناراحتی گفت دووست ندارم به کسی نگاه کنی گفتم بخدا نکردم من روبروم نگاه میکنم چشمم شاید خورده خودتم ممکنه چشمت بخوره گفت باشه عزیزم راست میگی روبروت بود حتما چشمت خورد یه لحظه)
    اینو که گفت صدا شکستن قلبم شنیدم
    گفتم یادته گفته بودی تکیه گاهمی تا اخر عمر گفته بودی نامزد قبلیت چقدر نامرد بود سر هیچ و پوچ ولت کرد مرد نبود گفتم خداشکر که رفت عوضش تو اومدی گفت من هیچوقت رهات نمیکنم همیشه پشتتم حتی اگه بد بشی چون عاشقتم اگه جداشدیم باز اشتی میکنیم اینارو یادته؟ من رو همه اینا حساب کرده بودم اگه ناراحتت کردم خودم قبول کردم همون روز اومدم محلتون هرچی اس مس زنگ زدم قبول نکردی جوابمو ندادی امروز به احترام مامان اومدم اما رفتی جفتمون کلی خطا کردیم هم تو هم من ...
    اما عشقمون کم که نشد زیادم شد
    قبول کردم اشتباهمو میگم که میخام برم
    مشاوره
    دگه زود عصبانی نشم
    اما میگی نه
    میخای ترکم کنی باشه
    اما حق نداری به عشق و پاکیم توهین کنی!برو اما حق نداری منو ببری زیر سوال چشماتو که واس چشمات میمرد ببر زیر سوال
    خیلی سعی کردم برگردی اما نمیشه موضوع حادتر ازین حرفاست
    امشب همه پاکیم بردی زیر سوال
    امشب اشکم خونتر از همیشست.....
    همین
    همین بود تمام مکالممون
    بعدم مامانش اومد منو دید که گریه میکنم
    بهش گفتم یه کم مشکل داشتیم و مهرداد حاضر نیست ببخشه اخرم بهم تهمت زد بهتره که تموم بشه کلی صحبت کردو گفت که دعاشقته و...
    گفتم دیگه چکا کنم شما که میشناسینش حرف کسی قبول نمیکنه...
    اومدم خونه به خانوادم گفتم بددلیاشو شکاکیاشوکارای خودمو کارای اونو
    تموم شد جدا شدیم...

  8. کاربر روبرو از پست مفید سمیراه تشکرکرده است .

    afraa (سه شنبه 30 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.