خیلی سردرگم شدم دارم به این فکر میکنم که شاید واسش موقعیت خیانت جور نشده وگرنه خیانت میکرد ووقعا نمیتونم تصمیممو عملی کنم واسه جدایی همش از ترس اینکه میبینم همه اولین دلیلشون به خاطر تحصیلات میترسم نکنه جدا بشم و بعد از چند وقت از اینکه اینهمه به تحصیلاتم متکی بودم و جدا شدم به خاطرش ناراحت باشم من واقعا شوهرمو دوست دارم البته شاید چون با هیچ مرد دیگه ای نبودم و طعم یه رابطه خوب رو نچشیدم اینجوریه به قول سحر جان چون با یه ادم خوب زندگی کردم نمیدونم الان چه زندگی بدی دارم درست مثل ادمی میمونم که تو یه بیابون گیر کرده امسالم رتبه ام خوب شد واسه تخصص ولی اون چیزی رو که میخوام قبول نمیشم و نمیخوام یه رشته الکی برم بخونم ،دوست دارم تخصصمو قبول بشم بعد اقدام کنم واسه جدایی اینجوری حداقل یه دلخوشی دارم ،