به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام، لطفا بیشتر توضیح بدید. قضیه همون نخواستنه؟؟ بیمارستان برای چی؟ با خواهر برادرا سر چی درگیری دارید؟ قضیه این عاشق شدنا پی در پی چیه؟!

  2. کاربر روبرو از پست مفید Aminn تشکرکرده است .

    دنیای کوچک (یکشنبه 04 مرداد 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مرداد 94 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,046
    سطح
    17
    Points: 1,046, Level: 17
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 58.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 12 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aminn نمایش پست ها
    سلام، لطفا بیشتر توضیح بدید. قضیه همون نخواستنه؟؟ بیمارستان برای چی؟ با خواهر برادرا سر چی درگیری دارید؟ قضیه این عاشق شدنا پی در پی چیه؟!


    یکبار دیگه یک نفر اینجا چندتا سوال از من پرسید وجوابشو دادم و دیگه نه اون و نه هیچکس جوابی نداد

    من کجا گفتم عاشق پی در پی میشم؟؟؟؟؟ اولا که گفتم تو شش هفته سال چهار پنج مورد بوده که دو سه نفرشون بیشتر رابطه نبوده و بقیه بیشتر برخوردای احساسی کوتاه مدت یا عاشقی مردای متاهل بوده

    بیمارستان بودم خب چون بیمار بودم گفتم که یک بیماری تقریبا ارثی
    دقیقا شبیه اون چیزی که اون خانم گفته تو تاپیکش مادرم تاب دیدن مارو نداره و اینقدر ازم بدگوی میکنه که برادرم منو دشمن خودش میدونه. دقیقا شبیه حرفی که اون خانم زد از 7 سالگی مادرم به من میگفت حسود سر هر موضوعی .درحالیکه اولا در صد درصد موارد اشتباه میکرد و توهم نابود کردن پسرشو داشت به دشت ما و دوما اصلا حسادت نبودن و چیزای دیگه بودن. مثلا برادرم میاد به من اازار میرسونه مادرم خودشو میزنه میگه این حسودی این پسر رو میکنه و... برعکس میگه .

    قضیه همون نخواستن نیست من که یکی یکی مشکلاتمو گفتم یکیش اون بود مگه حرفای تایپ شده رو نمیخونید؟خیلی چیزای دیگم گفتم از بدی حالم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.