نقل قول نوشته اصلی توسط Aminn نمایش پست ها
سلام، لطفا بیشتر توضیح بدید. قضیه همون نخواستنه؟؟ بیمارستان برای چی؟ با خواهر برادرا سر چی درگیری دارید؟ قضیه این عاشق شدنا پی در پی چیه؟!


یکبار دیگه یک نفر اینجا چندتا سوال از من پرسید وجوابشو دادم و دیگه نه اون و نه هیچکس جوابی نداد

من کجا گفتم عاشق پی در پی میشم؟؟؟؟؟ اولا که گفتم تو شش هفته سال چهار پنج مورد بوده که دو سه نفرشون بیشتر رابطه نبوده و بقیه بیشتر برخوردای احساسی کوتاه مدت یا عاشقی مردای متاهل بوده

بیمارستان بودم خب چون بیمار بودم گفتم که یک بیماری تقریبا ارثی
دقیقا شبیه اون چیزی که اون خانم گفته تو تاپیکش مادرم تاب دیدن مارو نداره و اینقدر ازم بدگوی میکنه که برادرم منو دشمن خودش میدونه. دقیقا شبیه حرفی که اون خانم زد از 7 سالگی مادرم به من میگفت حسود سر هر موضوعی .درحالیکه اولا در صد درصد موارد اشتباه میکرد و توهم نابود کردن پسرشو داشت به دشت ما و دوما اصلا حسادت نبودن و چیزای دیگه بودن. مثلا برادرم میاد به من اازار میرسونه مادرم خودشو میزنه میگه این حسودی این پسر رو میکنه و... برعکس میگه .

قضیه همون نخواستن نیست من که یکی یکی مشکلاتمو گفتم یکیش اون بود مگه حرفای تایپ شده رو نمیخونید؟خیلی چیزای دیگم گفتم از بدی حالم