بله دیگه چند وقتیه دارم به توصیه فرشته مهربون عمل مکینم و تمرین میکنم تا کمتر بنویسم:)
راستش منم میدونم جلسات آشنایی هست، آخرش هنوز معلوم نیست خودمم خیلی فیلتر ها برای انتخابم دارم هنوز معلوم نیست ایشون معیارهای منو دارند یا خیر ایشون هم دقیقا همینو بهم گفتن که فیلتر های زیادی دارند، حتی به اصرار خودشون جلسه اول خودشون هم حضور داشتن، دلیلشون هم این بود که گفتن دختر خانم حق دارند از همون اول همونطور که خانواده پسر ایشون و از نظر ظاهری میبینند دختر خانم و خانوادشون هم آقا پسر و از نظر ظاهری ببینند.بهمین دلیل همیشه از همون اول تو جلسات خواستگاری حضور دارند و خانوادشون هم به انتخاب ایشون احترام میذارند.
عذاب وجدان من از اونجاییه که ایشون در بین حرفاشون گفتن گویا به خواستگاری دختر خانمی رفته بودن و همه چیز با رضایت نسبی هردوطرف پیش رفته منتها دختر خانم گفتن از نظر ظاهری از ایشون خوششون نیومده و ایشون هم ناراحت شدند ولی به دختر خانم حق دادند و بمنم گفتن خوب شده بود من جلسه اول رفته بودم و ایشون منو دیده بودن اگر از جلسه دوم به بعد میگفتن خیلی بیشتر دلخور میشدم.
اولا از این موضوعی که تعریف کردند من احساس خوبی بهم دست نداد و اینو یک ضعف برای ایشون دونستم.
دوم اینکه حرفشون باعث شد من کمی با عذاب وجدان بقیه جلسه و ادامه بدم چون منم احساس کرده بودم از نظر ظاهری تناسب مناسبی نداریم، و بعد جلسه میخواستم اینو به مامان بگم یک بهانه دیگه ای جور کنند و جلسات دیگه ای تشکیل نشه.اما میدونستم مامانم طبق معمول اصرار خواهند کرد یک جلسه دیگه تشکیل بشه، منم با این حرفشون بین یک دوراهی گیر میکردم همینطور که الان همین شرایطی که پیش بینی کردم پیش اومده .
تازه از نظر ارتباط کلامی هم ارتباط خوبی نتونستم باهاشون برقرار کنم.هرسوالی میکردم ایشون پاسخ کلی میدادن و کلمات خاصی بکار میبردن که نیاز به توضیح داشت و وقتیم سوالم و بشکل دیگه ای بیان میکردم که در واقع یعنی توضیح بیشتری باید بدین، فکر میکردن حساسیت خاصی روی اون مسله دارم در صورتی که حساسیت نداشتم، از بس مسایل میپیچوندند به پاسخم نمیرسیدم. (این مسله ارتباط کلامی درست هم برای من جز مسایل دلنشینی محسوب میشه)
حالا با وجود این دو مورد من که بدلم ننشستهاند، میترسم جلسات و ادامه بدم بعدش بازم تصمیمم همین باشه، بعد خودمو نمیتونم ببخشم هردو خانواده هم وقتشون هم پولشون الکی هدر رفته . خب همین وقت و میتونستند صرف یک دختر دیگه ای بکنند که از همون اول به دلشون نشسته باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)