هر چند که دو نفر عاشق هم باشند و ملاکاشون از نظر خودشون به هم بخوره ،وقتی تفااوت بین دو نفر از نرمال جامعه خارج بشه کتار اومدن باهاش سخت میشه... این جور موارد نیاز به این داره که دو طرف کاملا بالغ و عاقل باشند. مفهوم ازدواج رو درک کنن.. مثلا شما باید ببینی این تفاوت سطح خانوادگی واقعا در اینده برات مشکل ساز نمیشه؟ مثلا میتونی بدون احساس خجالت یا حقارت مادر شوهرتو به دوستات یا فامیلات معرفی کنی؟ ؟ یه موردی تو این سایت بود که خونواده شوهره یه عروسشون میگفتن از چشمه اب بیاره! مرتب کردن خونه وظییفه عروسه! یا با دست غذا میخوردن در حالیکه عروسشون فکر میکنم پزشک بود! شوهره هم طرف خونوادش بود... اگه تو این شرایط باشی مینونی تحمل کنی؟... این اختلاف سطح خانوادگی ، اختلاف فرهنگی هم توش هست .باید ببینی طرفت چطور ادمیه. از نظر من وقتی که عقد نامه رو امضا میکنی همه چیت، همه زندگی و خونوادت باید همسر باشه و خونواده ت باید بشن در درجه دوم اهمیت. یعنی اول از همه هر چی صلاح همسرته ( البته این در شرایطی است که همسرت هم این مدلی باشه).. اگه طرفت اینطوری فکر میکنه به نظر من اختلاف طبقاتی کمرنگ تر میشه... یعنی اینقدر طرفت فهمیده هست که متوجه این باشه که کوچکترین چیزی که ناراحتت کنه ازش دوری کنه حتی اگه اون چیز خونوداش باشن ( خیلی کمن اینجور ادما)








علاقه مندی ها (Bookmarks)